تبليغاتX
ياران بازرگان

ياران بازرگان

وبلاگ هواداران تشکیل جبهه دموکراسی خواهی

رويكرد يزدى در رابطه با آمريكا

با بحث رابطه با آمريكا در دولت خود چه مى كنيد؟
ابراهيم يزدى: به عنوان نهضت آزادى ايران معتقديم و به كرات در بيانيه ها و مصاحبه هاى مختلف گفته ايم كه سياست خارجى هر كشورى مى بايست حول منافع ملى، امنيت و مصالح ملى شكل بگيرد. سياست خارجى با حب و بغض هاى ايدئولوژيك يك جور در نمى آيد. در جهان كنونى دشمن براى هميشه دشمن و قهر قهر تا روز قيامت وجود ندارد. نه دوست مطلق و نه دشمن مطلق وجود ندارد. ما در ارزيابى منافع ملى مى گوييم منافع ملى ايران حكم مى كند كه ايران روابط خود را با همه كشورها عادى كند به جز يك كشور. اگر ما با آمريكا اختلاف داريم و از آمريكا مطالباتى داريم بايد بنشينيم و با آنها صحبت كنيم و رفع اختلاف كرده و مطالبات خود را وصول كنيم. اگر رئيس جمهور سابق ايران مى گويد: پول هاى ما را كه بلوكه كرده ايد وصول كنيد، از ايشان در يك مصاحبه مطبوعاتى پرسيدند كه اين پول ها چقدر است؟ و ايشان گفت: نمى دانم. ما مى گوييم كه رئيس جمهور بايد بداند و بايد برود دنبال اين كه اين پول را از آنها بگيرد. بايد از آنها بخواهد و پاى ميز مذاكره، مطالبات خود را مطرح كند. آيا اختلافات خود با آمريكا را بايد با آقاى پوتين در روسيه حل و فصل كنيم؟ يا با چين و يا مستقيماً با خود آمريكايى ها. بنابراين ما معتقديم ايران بايد رسماً اعلام كند كه دولت آماده است با آمريكا به مذاكره بنشيند، تيم مذاكره كننده را معرفى كند و موضوعات مورد مذاكره را معين كند. دولت آمريكا هم بايد نمايندگان خود را معرفى كند. تماس ها از حالت گروهى و پنهانى، گاه در دبى و گاه در قبرس و جاهاى ديگر و مسابقات بين گروه ها كه كداميك بروند، اينها براى مملكت خطرناك است. وقتى گروه هاى مختلف مى روند و مى خواهند با آمريكايى ها در پشت صحنه در آتن و جاهاى ديگر مذاكره كنند، طرف مقابل كه مار خورده و افعى شده، مى فهمد كه در ايران انگيزه ها چيست و چه گروه هايى چه انگيزه  هايى دارند كه به ضرر منافع ملى است. ممكن است از اين نوع تماس ها، تعهداتى به ضرر ملت بيرون بيايد. اما ما مى گوييم در سياست خارجى بايد شفاف بود. ما اگر انتخاب شويم اين كار را مى  كنيم. دولت بايد رسماً اعلام كند كه ما با كشورهاى خارجى از جمله آمريكا به مذاكره مى نشينيم، موضوعات و مطالبات ما هم اينها است. توقف و پايان دادن به مخالفت هايى كه آمريكا در سرتاسر جهان با منافع ملى ما دارد. ايران مى خواهد در سازمان اقتصاد تجارت جهانى شركت كند، آمريكا مخالف است. تمام كمپانى هاى بزرگ نفتى مى خواهند لوله هاى گاز و نفت را از طريق آسياى مركزى و خليج فارس به همه دنيا بفرستند كه مناسب ترين و كوتاه ترين راه ايران است اما آمريكايى ها مخالفت مى كنند. اين مخالفت با منافع ملى ما است. ما بايد بنشينيم و مسائل خود را حل و فصل كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 11:31  توسط ياران بازرگان  | 

سخنراني ابراهيم يزدي در دوازدهمين كنگره نهضت آزادي(منبع:ايسنا)

*توضیح : به دلیل اهمیت دوازدهمین کنگره نهضت آزادی ایران و همچنین سخنان دبیرکل محترم و کاندیدای این دوره ریاست جمهوری ، آقای دکتر ابراهیم یزدی ما تمامی متونی را که به نوعی بازتاب این کنگره در رسانه های عمومی میباشد را حدالمقدور در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم .

***********************************************

ابراهيم يزدي و همفكرانش مراسمي را با عنوان ” دوازدهمين كنگره نهضت آزادي” به نام دكتر يدالله سحابي برگزار كردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه چهارشنبه‌شب برگزار شد، ابراهيم يزدي گفت: كسي حق ندارد ما را از حق مسلم خود در دستيابي به انرژي هسته‌يي بازدارد و يا با توجيه اينكه كشور ما داراي منابع گاز و نفت است، اين حق را از ما سلب كند.

وي با بيان اينكه در دهكده جهاني نمي‌توان راه‌حل‌ها و گام‌ها را بدون توجه به روندهاي جهاني انتخاب كرد تصريح كرد: هر حركتي بايد بر اساس تحليل اوضاع جهان، تأثيرات آن بر منطقه و تأثيرات اوضاع منطقه بر كشورمان صورت گيرد.

يزدي معتقد است كه در گستره جهاني اولويت اقتصادي پيش‌شرط دموكراتيزه‌شدن و ثبات سياسي است.

يزدي تأكيد كرد: موج سوم دموكراسي در دنيا، نه خواسته آمريكا و اروپا بلكه امري برخاسته از شرايط كنوني معاصر است.

اين فعال سياسي همچنين با اعتقاد به اينكه كشورهاي جهان اسلام با نوعي پارادوكس داخلي مواجهند تصريح كرد: اكنون ملتهاي مسلمان بيدار شده‌اند؛ اما از سوي ديگر به دليل نفوذ عميق سنت‌گرايان به محض ايجاد فضاي سياسي، آنها قدرت را به‌دست مي‌گيرند، در حالي كه سنت‌گرايان از شرايط جدي جهان بي‌خبرند لذا نخواهند توانست به مطالبات مردم پاسخ دهند.

وي با تأكيد بر اينكه تاريخ بشر مسلمانان را فرهنگ‌ساز معرفي مي‌كند، تصريح كرد: اسلام در آستانه انفجار جديدي در دنياست و اين سؤال در پيش روي ماست كه آيا مي‌توانيم اين وظيفه تاريخي را انجام دهيم يا خير و در پاسخ اين سؤال ترديد است. زيرا در بسياري مسائل مسلمانان نگاه به بيرون را پيدا نكرده‌اند و جنبش روشنفكري ديني اگرچه به فاصله دورتري وارد شده و رسالت حل معضلات و مقولات را برعهده گرفته اما هنوز روشنفكران ديني نقش كليدي پيدا نكرده‌اند.

ادامه ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 23:48  توسط ياران بازرگان  | 

عزت ا... سحابي: اگر شرايط نهضت آزادي پذيرفته نشد، در انتخابات شركت نمي كنيم (منبع:امروز)

عزت ا... سحابي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان با تاكيد بر اين نكته كه نهضت آزادي تنها در صورت قبول خواسته هاي اين نهضت در انتخابات شركت خواهد كرد، گفت: اگر شرايط آنگونه شد كه نهضت مي خواهد دكتر يزدي را به عنوان كانديداي نهضت آزادي معرفي خواهيم كرد.فعلا دكتر يزدي به عنوان كانديداي مستقل ثبت نام كرده است و اگر شرايط نهضت پذيرفته نشد همچنان به عنوان كانديداي مستقل بدون حمايت نهضت وارد صحنه خواهد شد.
وي ضمن اذعان به اين مساله كه تحقق شرايط نهضت آزادي را بعيد مي داند گفت: اما اينها شرط محال نيست و اگر قصد تفاهم وجود داشته باشد پذيرفته مي شود .
اين فعال سياسي در خصوص تحريم انتخابات گفت: نهضت آزادي به خود اجازه تحريم انتخابات را نمي دهد .
تحريم يعني محروم كردن مردم از حق قانوني خود و ما چنين اجازه اي به خود نخواهيم داد ولي اگر خواسته هايمان محقق نشد خود در انتخابات شركت نمي كنيم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:38  توسط ياران بازرگان  | 

سالگرد نهضت آزادی (منبع:ملی مذهبی)

همزمان با مراسم سالگرد تأسيس حزب نهضت آزادي ايران، دوازدهمين كنگره اين حزب به نام دكتر يدالله سحابي برگزار شد

 دوازدهمين كنگره نهضت آزادي ايران به نام دكتر يدالله سحابي همزمان با مراسم چهل و چهارمين سالگرد تأسيس اين حزب برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه چهارشنبه شب برگزار شد، ماجد قروي به عنوان جوانترين عضو اين حزب و همچنين دادخواه، حقوقدان و وكيل حسن يوسف اشكوري، هادي قابل و مجيد حاج‌بابايي و همچنين دكتر ابراهيم يزدي به ايراد سخنراني پرداختند.

ماجد قروي در ادامه صبحتهاي خود به قرائت نامه مهندس بازرگان از سوي مؤسسان اين حزب به دكتر مصدق و همچنين پاسخ مصدق به بازرگان پرداخت.

در اين مراسم همچين از حسن يوسفي اشكوري تقدير شد و وي در اين مراسم گفت: نيازي به تقدير نيست و اگر كاري صورت گرفته بر حسب وظيفه بوده است؛ كسي كه راهي را انتخاب مي‌كند و آن راه را بر اساس بينش و آگاهي انتخاب مي‌كند طبيعي است كه خود را براي پيامدهاي آن نيز آماده ‌مي‌كند.

وي با اشاره به سوابق مبارزاتي اظهار داشت: از ابتدا منتظر پيامدهاي اين كارهاي بوديم اميدوار بوديم كه بتوانيم در پرتو اسلام عدالتخواه و با نوانديشي كه به ما اميد داده بود بتوانيم ايراني را بسازيم كه در كشورهاي اسلامي الگويي از نظام اجتماعي باشد. بعد از مدتي سير حوادث به گونه‌اي پيش رفت كه از آن آرمانها فاصله گرفتيم و به سطح منتقدين پيوستيم؛ باز هم آماده هزينه‌هاي آن بوديم.

وي همچنين تصريح كرد: اين هزينه ها در برابر آزادي چيز زيادي نيست و اگر ارزش دموكراسي را بدانيم هنوز هزينه زيادي براي رسيدن به آن پرداخت نكرده‌ايم .

اشكوري تأكيد كرد: حتي اگر حكمي كه درباره من صادر شده بود را اجرا مي‌كردند پشيمان نبودم؛ چون وظيفه بود. كساني كه در اين دوران بيشترين هزينه ها را پرداختند خانواده‌هاي زندانيان هستند و اگر قرار است تجليلي صورت گيرد بايد از خانواده‌هاي زندانيان صورت گيرد.

به گزارش ايسنا، از طرف ابراهيم يزدي و شوراي مركزي نهضت آزادي لوح تقديري به حسن يوسفي اشكوري اهدا شد.

همچنين هادي قابل، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در اين مراسم با اشاره به فاصله‌اي كه بين نخبگان، روشن فكران و لايه‌هاي جامعه ايجاد شده است تصريح كرد: امروز حتي خارجي ها نيز مي‌گويند كه ملت ايران غير قابل پيش بيني است و هيچ كس نمي ‌تواند رفتار ملت را پيش بيني كند.

وي افزود: در طول صد سال مبارزات براي آزادي هميشه فراز و نشيب هايي را داشته‌ايم؛ ولي نمي‌دانيم چه دارويي براي درمان جامعه ما مناسب است. هريك از احزاب و مجموعه‌ها به صورت جزاير مستقل عمل مي‌كنند و هنوز نتوانسته‌ايم در طول تاريخ مبارزات مجموع الجزاير ايجاد كنيم.

همچنين دادخواه، حقوقدان و وكيل در اين نشست سخنراني مي‌كرد كه چرا بعد از صد سال دارا بودن از قانونگذاري هنوز دموكراسي نداريم اظهار داشت: در طول تاريخ صد ساله جز دو مقطع بسيار كوتاه يكي در زمان مصدق و ديگري محدوده اندك دولت موقت هيچ زماني روزنامه نگاراني كه تحت تأثير حكومت قرار نگرفته‌ باشند نداشته‌ايم و همچنين حزب به معناي واقعي كلمه نداشته‌ايم و اگر حزبي به وجود مي‌آمد نيروي اقتدار پيشنهاد تعطيلي وي را مي‌داد و يا تحت تأثير قدرت قرار مي‌گرفت.

وي با تأكيد بر وجود امر به معروف و نهي از منكر در اصول قانون اساسي اظهار داشت: بايد فضاي آزاد پرسشگري و پرسش افكندن بر فضاي افشاگري ايجاد شود و اگر چنين شود مي‌توان به دموكراسي در فضاي بهتر كه مردم در آن منبع قدرت قرار مي‌گيرند اميدوارم بود.

وي همچنين در خصوص عملكرد نهضت آزادي اظهار داشت: بر اساس قانون دادگاه سياسي بايد قلمي در محاكم عمومي و در حضور هيات منصفه برگزار شود ولي درباره نهضت آزادي چنين دادگاهي تشكيل نشده است.

در اين مراسم همچنين مجيد حاج بابايي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت اظهار داشت: دفتر تحكيم به عنوان فراگيرترين تشكل دانشجويي در جلسه شوراي مركزي خود مصوب كرد كه نماينده‌اي در دوازدهمين كنگره نهضت آزادي حضور داشته با شد و من از سوي اين تشكل بيان موضع مي‌كنم.

وي گفت: نهضت آزادي از اين جهت حائز اهميت است كه در جامعه ما بين عدالت، معنويت و دينداري با مدرنيته به سبك ايران پيوندي بر قرار گرده و راز ماندگاري اين جمعيت نيز همين تلازم چهار گانه است.

وي با تأكيد بر اينكه نهضت آزادي در چهل سال گذشته از اصولگرا ترين تشكل‌هاي جامعه بوده است تصريح كرد: اصولگرايي در اينجا به عنوان يك ارزش است كه قدرت نتوانسته است آنها را فريب دهد و همواره اين نهضت به آن ارزشها پايبند بوده و بر اصول راسخ مانده است.

وي همچنين رابطه بزرگان نهضت با قدرت را از جمله موراد مورد تأكيد دفتر تحكيم وحدت برشمرد و گفت براي بزرگان نهضت آزادي قدرت اصل نبوده و جنگشان جنگ حجت بود نه قدرت .

وي اظهار اميدواري كرد: كه نهضت آزادي به عنوان يكي از باسابقه ترين احزاب كه توانسته در سخت‌ترين شرايط همچنان استوار به راه خويش ادامه دهد پايدار بماند.

گفتني است در اين مراسم نرگس محمدي، همسر تقي رحماني نيز به ارائه سخناني پرداخت و از مرحوم آيت الله طالقاني و يدالله سحابي و مهندس بازرگان با عنوان سه بزرگ نيكنام و نيك فرجام ياد كرد و گفت: انتظار از نهضت آزادي اين است كه با داشتن چنين انسانهاي نيك نام و نيك فرجامي در شرايطي كه جامعه در تعادل ناپايدار است و هرگونه تصميم گيري از سوي جريانان سياسي و روشنفكران تعيين كننده خواهد بود بتواند تصميماتي بگيرد كه بتواند موجب تحكيم اين نيك نامي و نيك فرجامي شود.

در اين مراسم دكتر پيمان، فريبرز رييس دانا، هادي قابل، هاشم آقاجاري، لطف الله ميثمي، محمد بسته نگار، يوسفي اشكوري، غلامعباس توسلي، عزت الله سحابي، دادخواه، ملكي، كاظميان، و جمعي ديگر از نيروهاي ملي مذهبي و همچنين اعضاي نهضت آزادي حضور داشتند 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:37  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهیم یزدی، در کنگره نهضت آزادی: به آخرین نقطه بحران نزدیک می شویم (منبع:امروز)

«ابراهیم یزدی» دبیركل نهضت آزادی ایران شامگاه چهارشنبه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری را انتخاباتی «سرنوشت ساز» خواند و گفت: پس از گذشت 27 سال از وقوع انقلاب اسلامی در آستانه چرخشی تاریخ قرار داریم. وی در دوازدهمین كنگره نهضت آزادی در ایران گفت: در 27 سال گذشته شرایط به تدریج ما را به این نقطه رسانده است كه یا حاكمان به رای ملت تن می دهند یا به آنها همان خواهد رفت كه بر بقیه رفت. دوازدهمین كنگره نهضت آزادی ایران كه در حیاط منزل «هاشم صباغیان» از اعضای این تشكل برگزار شد، با چهل و چهارمین سالگرد تاسیس این حزب سیاسی تقارن داشت. در این كنگره بیش از 200 نفر از فعالان سیاسی و هواداران نهضت آزادی ایران حضور داشتند. یازدهمین كنگره این تشكل سیاسی در خرداد سال 79 برگزار شده بود. «احمد قابل» رئیس حزب مشاركت ایران اسلامی شاخه قم، «هاشم آقاجری» و «حسن یوسفی اشكوری» از فعالان سیاسی از ابتدا در این مراسم حضور داشتند و سپس «عمادالدین باقی» و «حسین انصاری راد» نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی و رئیس كمیسیون اصل 90 وقت، در مراسم حضور یافتند.

دبیركل نهضت آزادی در سخنان خود با تحلیلی از وضعیت سیاسی جهان، منطقه و ایران و شرایط این تشكل سیاسی در دوره كنونی، از تعارض میان جمهوریت و اسلامیت سخن گفت و تاكید كرد: این تعارض از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت. «كسانی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با جمهوریت مخالفت بودند و به حكومت اسلامی می اندیشیدند، اما پتانیسل انقلاب و شرایط به گونه ای پیش رفت كه ظاهر جمهوریت در كشور باقی ماند». «یزدی» افزود: عده ای اگرچه نتوانستند ساختارهای دموكرتیك قانون اساسی را از میان ببرند، اما در 27 سال گذشته آرام آرام آن را غیر قابل استفاده كردند. وی گفت: امروز ظاهر جمهوریت كه حاكمیت ملت است، حفظ شده است، اما اگر فرصت یابند، بنام دین و نمایندگی از خدا همه را به هم خواهندبرد.

دبیركل نهضت آزادی ایران افزود: امروز سنگر به سنگر جلو آمدند و عملا حق حاكمیت ملت را از میان بردند. «یزدی» گفت: امروز بحران سیاسی در كشور در شدیدترین سطح خود قرار دارد و حاكمان از طریق قانون اساسی، اصول آن را زیر پا می گذارند و بحران را به اوج رساندند. وی با بیان اینكه «كشور با تحریك های بسیار جدی خارجی روبه رو است، گفت: انتخابات در چنین شرایطی برگزار می شود. ابتدایی ترین اصول سیاست ورزی این است كه وقتی، كشوری با تهدیدات خارجی روبرو می شود در كشور آشتی ملی اعلام می شود. دبیركل نهضت آزادی ایران افزود: در ایران این اتفاق محقق نمی شود و دو جریان با یكدیگر رقابت می كنند كه یكی خردگرا و دیگری خردگریز است. «یزدی» اعلام حكم قطعی زندان «عمادالدین باقی» را مثال زد و گفت: اینكه این حكم روز نخست نام نویسی از نامزدهای انتخاباتی اعلام می شود، دارای پیام است. او با بیان اینكه «جریان خودگریز اگر دنبال آشتی ملی بود، می توانست اعلام این حكم را به یك ماه به عقب بیاندازد»، پرسید: دادستان تهران به كجا وابسته است و از كجا دستور می گیرد كه سخن رئیس قوه قضاییه را نمی پذیرد؟ دبیركل نهضت آزادی ایران خود پاسخ این پرسش را داد و گفت: می خواهند جامعه را متشنج نگه دارند و اوضاع را بهم بریزند كه به نفع منافع ملی ایران نیست. «یزدی» پایان كار عموم حوادث 27 سال گذشته را «خوب» توصیف نكرد و گفت: موضوع گروگانگیری سفارت آمریكا در ایران در اوایل انقلاب به امضای قراردادهایی منجر شد كه خلاف مصالح ملی بود و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز دستاوردی نداشت. وی گفت: اكنون فعالیت های هسته ای ایران بحران جدیدی را فراروی ملت قرار داده است كه اگر از نظر دیپلماسی درست مدیریت نشود، می تواند به فاجعه ای به مراتب بزرگتر از بحران های گذشته تبدیل شود. «اینكه از انرژی هسته ای باید استفاده كنیم، امری ملی است و به هیچ دولت خارجی مربوط نمی شود، اما سیاست، عالم امكانات واقعی است و اینكه در شرایط كنونی غنی سازی اورانیوم به نفع منافع ملی است یا خیر، باید بررسی شود.» دبیركل نهضت آزادی ایران گفت: اكنون به آخرین نقطه بحران نزدیك می شویم، اگر شرایط اتحادیه اروپایی پذیرفته نشود كه به نظرم شرایط این اتحادیه قابل قبول است، پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده خواهد شد كه حاصل آن معلوم است و كشور بیش از هر زمان دیگر با خطر فروپاشی جغرافیایی روبه رو می شود. «یزدی» افزود: در برابر این خطر حتی در صورت وقوع احتمالی آن، نمی توان بی تفاوت بود. او با تحلیلی از وضعیت سیاسی جهان گفت: به نظر می رسد برخی فعالان سیاسی شرایط كنونی جهان را با دوران جنگ سرد یكی دانسته اند درحالی كه جنگ سرد پایان رفته و اولویت ها، جای خود را به اولویت های اقتصادی راهبردی داده است. دبیركل نهضت آزادی ایران با بیان اینكه «روابط اقتصادی راهبردی به یك ثبات سیاسی دراز مدت نیاز دارد»، گفت: در دوران جنگ سرد، حتی به قیمت نابودی دموكراسی در مرحله جنینی و سقوط دولت مصدق، ایران باید در بلوك غرب باقی می ماند، اما امروز دیگران اولویت ها وجود ندارد. «یزدی» افزود: ثبات سیاسی در این دوره، دمكراتیزه شدن است و موج دمكراسی خواهی در دنیای امروز برخاسته از شرایط كنونی جهان معاصر و انقلاب الكترونیكی استن كه جهان را در بر گرفته است. «آنچه اتحاد شوروی را متلاشی كرد و دیوار برلین را فرو ریخت، انقلاب الكترونیكی بود كه از هر موشكی نافذتر است». وی گفت: با فروپاشی شوروی جهان دوقطبی از میان رفت، اما نظام جدید جهانی شكل نگرفت، هر چند قدرت های بزرگ ازجمله آمریكا تلاش می كنند، قدرت یك قطبی را در جهان مسلط كنند، ولی هرگز نمی توانند به این هدف دست یابند. دبیركل نهضت آزادی ایران گفت: قطب های جدیدی نتوانسته است موانع مدرنیته را از میان بردارد. «یزدی» از کشورهای اسلامی به عنوان سومین گروه بزرگ دنیا یاد کرد و گفت: کشورهای اسلامی به صورت نوار کمربندی در میان دو نیم کره شمالی و جنوبی قرار دارد و بیشترین منابع و جمعیت را در خود جای داده است. وی افزود: این کشورها به صورت یک غول درحال خروج از خواب و بی خبری تاریخی هستند. ملت های منطقه بیدار شده اند و اگر نتوانند راهکار صحیحی پیدا کنند، نمی توانند نقش کلیدی خود را در مناسبات جهانی پیدا کنند. دبیرکل نهضت آزادی ایران گفت: کشورهای اسلامی با پارادوکس تاریخی روبه رو هستند. ملت هایشان بیدار شدند و مطالبات خود را طرح می کنند، اما به دلیل نفوذ عمیق سنت گرایان در ذهنیت مردم عادی و ذهنیت ساده اندیشانه از جامعه، نمی توانند به مطالبات مردم پاسخ دهند. «یزدی» گفت: برای مردم عادی وضع معیشتی مهم است و سنت گرایان نمی توانند به آن پاسخ دهند. در بهترین حالت، الگوی ذهنی آنها مدینه فاضله است. او مثال زد که در این مدینه فاضله حضرت علی(ع) همه بیت المال را به طور مساوی میان مردم توزیع می کرد و جریانی که در مجلس حاکم شد، با همین نگاه ساده اندیشانه همه ذخایر ارزی را مصرف می کند و می گوید عدالت برقرار شده است. «توسعه عدالت محور بر همین مبنا شکل گرفت و این بدترین خیانت به اقتصاد و جامعه است». دبیرکل نهضت آزادی ایران گفت: کشورهای اسلامی با یک معضل تاریخی روبه رو هستند و نتوانسته اند مساله خود را با مقوله مدرنیته حل کنند و هنوز دموکراسی در کشورهای اسلامی کفر تلقی می شود. «یزدی» با بیان اینکه «مسلمانان تمدن ساز و فرهنگ ساز بوده اند و اسلام همه پتانسیل های تاریخی خود را نشان نداده است»، گفت: در کشورهای اسلامی جنبش های روشنفکری وجود دارد، اما این جنبش ها مبتنی بر تفکرات غربگرایانه است و نگاه به درون پیدا نکرده است. وی افزود: روشنفکری دینی در ایران رسالتی را برای حل این معضلات به عهده گرفت تا تعارض میان اسلام و دموکراسی را رفع کند و آن را بو می کند، اما هنوز راه زیادی برای حل این تعارض باقی مانده است. دبیرکل نهضت آزادی ایران گفت: خاورمیانه نیز نمی تواند تافته جدا بافته باشد، آمریکاییان این منطقه را حیاط خلوت خود می دانند.» خاورمیانه دو ویژگی جمعیت جوان جویای کار و منابع عظیم طبیعی دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:30  توسط ياران بازرگان  | 

گزارش تصویری / دوازدهمین کنگره نهضت آزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 15:21  توسط ياران بازرگان  | 

ديدار دانشجويان اهوازى

۴۰ تن از دانشجويان دانشگاه هاى اهواز با سيدعلى اصغر غروى از اعضاى شوراى مركزى نهضت آزادى ايران ملاقات كردند. در اين ديدار مواضع نهضت آزادى ايران درخصوص انتخابات رياست جمهورى، دلايل شركت نهضت در انتخابات و پيش شرط هاى مطرح شده از سوى ابراهيم يزدى مطرح و به سئوالات دانشجويان حاضر پاسخ داده شد.

در اين ديدار همچنين طاهر احمدزاده از فعالان سياسى مشهد حضور داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 15:9  توسط ياران بازرگان  | 

كنگره انتخاباتى نهضت آزادى

نهضت آزادى ايران همزمان با گراميداشت چهل و چهارمين سالروز تاسيس خود، دوازدهمين كنگره خويش را با نام زنده ياد دكتر يدالله سحابى برگزار مى كند.براساس اين گزارش، اين كنگره روز چهارشنبه ۲۸ ارديبهشت ماه برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 22:54  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهيم يزدي:ورود ما به انتخابات فرصت‌سوزي نيست (منبع:اقبال)

دبيركل نهضت آزادي گفت: قانون اساسي ميثاق ملي است و ما معتقديم قانون بد بهتر از بي‌‏قانوني است و اصرار داريم قانون اجرا شود، حتي اگر اين قانون را مخالفان ما تصويب كرده باشند.
ابراهيم يزدي در سلسله نشست‌‏هاي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت) با كانديداهاي اصلاح‌‏طلب با بيان اينكه مشكل كشور از زماني آغاز شد كه قانون اساسي اجرا نشد، اظهار داشت: بحران كشور زماني آغاز شد كه عده‌‏اي با صراحت اصول قانون را زير پا گذاشتند و گفتند كه شهروند وجود ندارد بلكه رعيت وجود دارد و عملاً قانون را به سمت بيراهه بردند.
يزدي ضمن انتقاد به وضعيت موجود در جامعه، تصريح كرد: ما خواهان دموكراسي هستيم. تمام تلاش ما اين است كه تغيير در ساختار حقيقي جامعه به وجود آيد و نه در ساختار حقوقي و بعد از بسيج نيروهاي ملي در ساختار حقوقي هم، تغيير ايجاد خواهيم كرد.
يزدي ضمن انتقاد به طراحان طرح رفراندوم، خاطر نشان كرد: رفراندوم حق ملت است، اما چگونه مي‌‏خواهيد به رفراندوم برسيد و با چه مكانيزمي مي‌‏خواهيد آن را اجرا كنيد. نهضت آزادي با حضور خود در انتخابات مي‌‏خواهد ببيند آيا مي‌‏تواند مطالبات مردم را پاسخ بدهد يا خير؟
وي با بيان اين كه ابتدايي‌‏ترين تكليف ما اين است كه مردم را از يأس و نااميدي بيرون آوريم، اظهار داشت: تحريم انتخابات به دو صورت است؛ فعال و يا تحريم منفعل. زماني كه مردم به صورت فعال حضور دارند، مي‌‏توانيم از طريق تحريم، مطالبات خود را به دست آوريم، اما در حال حاضر مردم منفعل هستند و اين عده چگونه مي‌‏خواهند به اهداف خودشان برسند.
وي با بيان اين كه ورود ما به انتخابات فرصت‌‏سوزي نيست، تصريح كرد: ورود ما چه فرصتي را به وجود مي‌‏آورد كه حالا فرصت‌سوزي به وجود آيد، كار ما معطوف به كدام نتيجه است كه اين فرصت از دست برود.
يزدي در ادامه به تحليل اوضاع ايران پرداخت و مدعي شد: نظام جمهوري با بحران‌‏هاي مختلفي روبرو است و هر چقدر جلو مي‌‏رويم، اين چالش‌‏ها شديدتر مي‌‏شوند.
يزدي در ادامه با نزديك خواندن مواضع نهضت آزادي با ادوار تحكيم وحدت و دفتر تحكيم وحدت، گفت: ما با هم در تعريف ماهيت دموكراسي اختلافي نداريم و در مسائل ايديولوژيك هم همه ما از تبار روشنفكران ديني هستيم، البته تنها در مسائل جزيي اختلاف نظر وجود دارد.
دبيركل نهضت آزادي در ادامه اين نشست به سؤالات پاسخ گفت.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اين كه چرا در دولت موقت استعفا داديد، اظهار داشت: اگر بازرگان با رأي مردم انتخاب شده بود، هرگز استعفا نمي‌‏داد، چون او منصوب شده بود، استعفا داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 22:46  توسط ياران بازرگان  | 

قانون بد بهتر از بى قانونى (رپرتاژ امروز شرق)

ابراهيم يزدى دبيركل و كانديداى نهضت آزادى دوشنبه شب در محل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامى (ادوار تحكيم وحدت) حاضر شد تا بار ديگر دلايل و علل حضورش در انتخابات رياست جمهورى را بيان كند، هر چند كه بحث در انتها به پرسش از يزدى در خصوص مسائل تاريخى و دوران مسئوليت او در زمان پيروزى انقلاب كشيده شد و او به تمام پرسش ها پاسخ داد تا از هويت نهضت دفاع كرده باشد. يزدى سخنان خود را با پاسخ به سئوال «چرا آمديد؟» آغاز كرد و گفت: در پاسخ به اين پرسش بايد به سه محور توجه كنيم، بحث اول مواضع ما است و اينكه يك گروه سياسى بدون اينكه موضع داشته باشد نمى تواند در صحنه سياسى حضور داشته باشد و محور دوم ما تحليل سياسى است. وى سپس با بيان اينكه بدون تحليل سياسى نمى توان به فعل سياسى دست زد، افزود: جمهورى اسلامى ايران با چالش ها و بحران هاى مختلفى روبه  روست و اين چالش ها شديدتر خواهد شد. از جمله اين چالش ها بحران هاى اقتصادى، سياسى، مديريتى، ايدئولوژيكى و فرهنگى هويتى است و معتقديم تا بحران سياسى حل نشود بقيه بحران ها حل نخواهد شد. يزدى سپس با اشاره به قانون اساسى و ساختار حقوقى نظام گفت: قانون اساسى ميثاق ملى است و ما معتقديم قانون بد بهتر از بى قانونى است حتى اگر اين قانون را مخالفان ما تصويب كرده باشند. وزير امور خارجه دولت موقت در ادامه گفت: نهادهاى مختلف قدرت بايد روابطشان به گونه اى  باشد كه يك قدرت فائقه در جامعه به وجود نيايد و ادامه حيات هر نيروى سياسى به ديگرى وابسته باشد. الان و در شرايط كنونى دو قطب افراطى مى خواهند شرايط بحرانى پديد آورند و فضا را راديكاليزه كنند؛ يك طرف محافظه كاران خودگريز كه به خواست مردم تن نمى دهند و طرف ديگر كسانى كه به هيچ چيز جز سقوط ايران راضى نخواهند شد. دبيركل نهضت آزادى ايران با انتقاد به وضعيت موجود در جامعه  افزود: ما خواهان دموكراسى هستيم. تمام تلاش ما اين است كه تغيير در ساختار حقيقى جامعه به وجود آيد، نه در ساختار حقوقى و پس از بسيج نيروهاى ملى ساختار حقوقى را هم تغيير خواهيم داد. مسئوليت اصلى ما در شرايط فعلى حفظ تماميت ارضى ايران است و با هر چه كه آن را بر هم بزند مخالفيم. وى سپس با اشاره به علت ثبت نام در انتخابات باتوجه به محقق نشدن پيش شرط هايش گفت: اولين دليل به خاطر اين بود كه فرصتى بدهيم شايد از اين فرصت استفاده شود و پيش شرط هاى ما را محقق سازد، دوم جلوگيرى از توقف روندى كه آغاز كرده ايم ولو ايجاد مختصر تغييراتى و سوم استقبال زياد مردم و خروج مردم از ياس و نااميدى. يزدى در انتقاد به طرح رفراندوم گفت: رفراندوم حق ملت است، اما چگونه و با چه راهكارى مى خواهيد به رفراندوم برسيد و آن را اجرا كنيد؟ يزدى همچنين در پاسخ دانشجويى كه از او پرسيد در صورت رد صلاحيت آيا از معين حمايت خواهيد كرد يا نه؟ گفت: جواب اين سئوال تابع شرايط است اما معتقديم كه آنچه از انتخابات كنونى مهمتر است، ايجاد جبهه فراگير دموكراسى خواهى است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 9:25  توسط ياران بازرگان  | 

تصاویر دیدار آقای دکتر ابراهیم یزدی با اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

عکس اول             عکس دوم              عکس سوم               عکس چهارم              

عکس پنجم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 23:40  توسط ياران بازرگان  | 

اعتراض به سياست جانبدارانه و سانسور صدا و سيما

1924

26/2/1384

اعتراض به سياست جانبدارانه و سانسور صدا و سيما

    سيماي جمهوري اسلامي ايران در برنامه 30 :20 كانال دودر روز شنبه 24/2/84 مراسم نام‌نويسي و سخنراني نامزدهاي شناخته شده را پوشش داد اما به ثبت‌نام آقاي دكتر يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران، حتي اشاره‌اي نداشت. نهضت آزادي ايران اين رفتار جانبدارانه سازمان صدا و سيما را كه نمايانگر تداوم سياست گذشته آن است در راستاي منافع و امنيت ملي كشور ارزيابي نمي‌كند وضمن اعتراض شديد نسبت به آن خواستار جبران اين امر به نحو مقتضي است. در شرايط حساس كنوني كشور، كه مقامات برجسته نظام برضرورت و اهميت همبستگي ملي و حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد دارند اين گونه سانسور خبري كه با سياستهاي اعلام شده مغايرت آشكار دارد موجب تشديد بي‌اعتمادي و رويگرداني مردم خواهدشد.

    نهضت آزادي ايران از شوراي سرپرستي صدا و سيما و مقامات مسئول كشور انتظار دارد كه از برخوردهاي جانبدارانه مديريت صدا و سيما جلوگيري كرده، ترتيبي دهند كه صدا و سيما به عنوان رسانه ملي با بي‌طرفي همه ديدگاههاي مطرح در جامعه را بازتاب دهد تا گامي هرچند كوچك در زمينه بازگشت اعتماد عمومي مردم و حضور گسترده تر مردم در انتخابات برداشته شود.

نهضت آزادي ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 23:35  توسط ياران بازرگان  | 

گزارش تصويری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 23:30  توسط ياران بازرگان  | 

تابع حزبم هستم (رپرتاژ امروز شرق)

اشاره :

با توجه به اینکه رپرتاژ امروز شرق از مصاحبه آقای دکتر یزدی با خبرگزاری آفتاب اقتباس شده و در این مصاحبه نیز مطالب بسیار مهمی در باب موضع گیریهای ایشان آمده ُ لذا اولا از عزیزان خواننده میخواهیم که متن کاملا این مصاحبه را که در پست قبلی موجود است بخوانند و ثانیا اجازه میخواهیم که مطالب مهم این مصاحبه را که در رپرتاژهای شرق ذکر میشود در بلاگ قرار دهیم . با تشکر

تابع حزبم هستم

 آفتاب، اسماعيل آزادى: شما به عنوان ابراهيم يزدى نامزد مى شويد يا به عنوان دبيركل نهضت آزادى؟
يزدى: من عضو يك سازمان سياسى هستم با ۴۴ سال سابقه و اعتبار. من تابع سازمان خودم هستم و آنها مرا كانديدا كردند. من به عنوان دبيركل نهضت آزادى ايران كانديدا شدم و براساس برنامه اى كه آنها تصويب مى كنند وارد عرصه انتخابات شده و مى شوم.
• گفتمان شما براى انتخابات رياست جمهورى چيست؟ مثلاً در دوران آقاى هاشمى گفتمان سازندگى بود. در دوران آقاى خاتمى ادبيات اصلاحات حاكم بود. اگر شما رئيس جمهور شويد گفتمان شما چه خواهد بود؟
بازسازى اقتدار رئيس جمهورى، رئيس جمهورى در قانون اساسى ما يك سرى اختياراتى دارد. آقاى خاتمى در جمع بندى پايان دوره خود گفت كه رئيس جمهور در اين مجموعه و ساختار يك تداركاتچى است، يعنى يك منشى اجرايى است. معلوم است كه چنين رئيس جمهورى نمى تواند كار كند. گفتمان من بازسازى اقتدار رئيس جمهور است.
• اقتدار رئيس جمهور يا اقتدار جمهورى؟
اقتدار رئيس جمهور. اين دو را نمى توان تفكيك كرد. زيرا وقتى مردم آمدند و با ۲۲ ميليون رأى (كه شايد از نظر آمار مشاركت در انتخابات در تاريخ دموكراسى ها بى  سابقه بوده است كه ۹۰ درصد واجدين شرايط در انتخابات شركت كنند و ۷۰ درصد به يك كانديدا رأى بدهند) رئيس جمهورى را انتخاب كردند، سپس اين رئيس جمهور بگويد من كاره اى نيستم و تداركاتچى هستم. رئيس جمهور در قانون اساسى اختياراتى دارد. مسئول اجراى قانون اساسى است، سوگند ياد كرده است، رئيس جمهور مسئول اقتصاد و وضع سياست خارجى است. بنابراين رئيس جمهور بايد بتواند تصميم بگيرد. يك رئيس جمهور بى اختيار كه نتواند خودش تصميم بگيرد را نمى توانيد مورد سئوال قرار دهيد.
• با مشكلات و چالش هايى كه در اين عرصه وجود دارد، آيا شما فكر مى كنيد خودتان توان و پتانسيل مقابله با چنين چالش هايى را در مقابل ساخت قدرت داشته باشيد؟
من اگر چنين توانى را در خودم نمى ديدم، چنين مسئوليتى را نمى پذيرفتم.
• شما فكر مى كنيد نتيجه اين امر چه خواهد شد؟
نتيجه اش اين است كه جمهورى اسلامى از يك سرى بحران هاى اجتناب ناپذير سرنوشت سازى كه نه تنها براى جمهورى اسلامى ايران بسيار خطرناك خواهد بود بلكه كشور ما را در معرض خطر قرار مى دهد جلوگيرى خواهد كرد.
• با چه ابزارى؟
با ابزار رأيى كه مردم به من مى دهند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 19:21  توسط ياران بازرگان  | 

دكتر ابراهيم يزدي: نظام به حضور نهضت آزادي در انتخابات نياز دارد.(منبع:خبرگزاری آفتاب)

آقاي دكتر! با توجه به ساختار سياسي جمهوري اسلامي و اطمينان به اين كه شما رد صلاحيت خواهيد شد، به چه دليلي نامزد شديد؟
فرمايش شما درست است. ما با موانع و مشكلات بسيار اساسي و كليدي بر سر راه يك انتخابات آزاد و عادلانه با معيارهاي رايج دنيا و حتي با معيارهاي قانون اساسي خودمان رو به رو هستيم. اما وجود اين موانع و اشكالات بدين معنا نيست كه ما بايد منفعل و مأيوس باشيم. بنابراين بايد به طور فعال حضور داشته باشيم.

حضور فعال يعني چه؟
حضور فعال اين است كه اگر همه متفق القول هستيم كه جمهوري اسلامي ايران با يك سلسله مسائل و موانع اساسي و كليدي رو به روست، چگونه بايد اين مسائل را حل كرد. ما مي دانيم كه دو نگاه و يا راه حل اساسي وجود دارد. عده اي چون جمهوري اسلامي را قبول ندارند و بعضا از ابتدا هم مخالف انقلاب بودند، به دنبال اين هستند كه كل اين نظام و مجموعه به هم بخورد. درواقع به معنايي از جمهوري اسلامي عبور كرده اند. 

شما عبور نكرده ايد؟
خير. ما از جمهوري اسلامي با ويژگي هايي كه خودمان تعريف مي كنيم عبور نكرده ايم اما آن جمهوري اسلامي كه سنت گرايان و محافظه كاران تعريف مي كنند نيز مورد قبول ما نيست. بنابراين يك راه حل براندازي است خواه به صورت رفراندوم باشد خواه به هر شيوه ديگر. راه حل ديگر تغييرات تدريجي است. ما شيوه تغييرات تدريجي را انتخاب كرده ايم. شايد بخشي از اين انتخاب به تجربه تاريخي ما برمي گردد. ما يك بار بر سر يك امر سلبي همه با هم متحد شديم و اصل را بر سقوط استبداد سلطنتي گذاشتيم و نسبت به جنبه هاي ايجابي كه پس از آن چه كنيم، چه كار بايد كرد، چه كار مي توانيم بكنيم غفلت كرديم. بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب يعني از همان روز بعد از پيروزي، اين اختلافات آرام آرام خودش را نشان داد. يعني ديدگاه هاي متفاوت و بعضاً متضاد. اكنون در شرايط كنوني چگونه بايد عمل كرد؟ آيا همچنان بايد بگويم «اينها بروند، هركسي بيايد بهتر است؟» اما يك تجربه تاريخي پشت سر ما وجود دارد. زيبنده نيست كه يك نسل، يك اشتباه را دو بار مرتكب شود. بنابراين ما معتقد به تغييرات آرام و تدريجي اما محكم و قاطع هستيم. اگر اين استراتژي و سياست پذيرفته شود، انتخابات فرصت مناسبي است براي بيان مواضع. طرح مطالبات مردم و براي فضاسازي براي اين مطالبات. لذا ما با اين هدف آمديم كه با ورود به صحنه انتخابات گامي برداريم به سوي بهبود وضع سياسي، دموكراتيزه شدن، تقويت روند دموكراسي سازي در ايران، طرح مطالبات مردم و فضاسازي براي اين مطالبات. اما اين كه آيا ما را رد مي كنند يا خير، طبيعي است كه ما را رد مي كنند.

اين شرطي كه شما گذاشتيد كه شوراي نگهبان استعفا دهد، از اينجا ناشي مي شود؟
ما سه گروه شرط گذاشتيم. يك سلسله شرط ها هست كه به آن پيش نياز يا پيش شرط گفته مي شود. فقها مي گويند مقدمه هر كار واجبي، واجب است و مقدمه هر كار حرامي، حرام است. انتخابات آزاد، يك سري مقدمات و پيش نيازهاي اجتناب ناپذير دارد. اين پيش نيازها عبارتند از: آزادي مطبوعات، آزادي اجتماعات، آزادي عقيده و آزادي بيان. اگر صاحب نظران و مطبوعات ما نتوانند عملكرد حاكميت را از صدور تا ذيل نقد كنند و در معرض قضاوت افكار عمومي قرار دهند، چگونه مردم مي توانند قضاوت كرده و سپس انتخاب كنند؟ اگر روزنامه ها و روزنامه نگاران آزادي در بيان مطالب نداشته باشند و فشار به حدي باشد كه خودسانسوري كنند و لاجرم مسائل و موضوعاتي كه مورد علاقه و توجه ملت است و با منافع ملي ما سروكار دارد را با ايما و اشاره و دو پهلو بنويسيد، ما نمي توانيم در چنين شرايطي انتخابات آزادي را داشته باشيم. بنابراين شرط اول ما اين است كه بايد اين پيش نيازها فراهم شود و در چارچوب فصل سوم قانون اساسي خود ما و در چارچوب معاهدات بين المللي كه دولت ايران آنها را امضا كرده است و به موجب ماده 9 قانون مدني ايران، آن معاهدات بخشي از قوانين ايران است. يعني معاهده جهاني حقوق بشر، منشور سازمان ملل و معاهدات بين المللي، حقوقي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كه دولت ايران امضا كرده است.
يعني اگر من به بيانيه حقوق بشر استناد مي كنم درواقع به قوانين ايران استناد مي كنم چون آن بيانيه را تصويب كرده است. ما براساس اين بيانيه مطالباتي را داريم و مي گوييم اگر حاكميت مدعي است كه مي خواهد انتخابات آزاد برگزار كند و اگر واقعا مي خواهد مشاركت حداكثري وجود داشته باشد، بايد اين موانع را از سر راه بردارد. حاكميت ممكن است بگويد كه اين آزادي ها وجود دارد. اما مردم چگونه مطمئن شوند كه اين انتخابات آزاد است؟ روزنامه ها آزاد هستند؟ چگونه مطمئن شوند كه فعالان سياسي مي توانند سخن بگويند؟ فقط هنگامي كه دولت بدون قيد و شرط، همه زندانيان سياسي را آزاد كند، روزنامه نگاران زنداني، حقوقدانان زنداني، فعالان سياسي را آزاد كند. روزنامه هايي كه توقيف شده اند رفع توقيف شوند...

اگر صلاحيت شما تأييد شود، باز هم خواستار استعفاي شوراي نگهبان خواهيد بود؟
بله. اگر شوراي نگهبان استعفا ندهد، ما با همين شرايط كنوني نظريات ديگري را مطرح خواهيم كرد كه الان مايل به طرح آنها نيستم. اما مي گويم اين شوراي نگهبان داراي چنين كارنامه اي است.

البته در مورد انتخابات، اگر شما شرايط سختي را وضع كنيد، درواقع به اين مفهوم تلقي خواهد شد كه شما قصد شركت در انتخابات را نداريد. مانند مثل معروف كه مي گويد «من پدرم را مي فروشم. مي گويند چگونه مي فروشي؟ مي گويد قيمتي مي گذارم كه كسي نخرد.» آيا كار شما چنين مفهومي را تداعي نمي كند؟
خير. اينها حداقل است. ما نمي گوييم شوراي نگهبان منحل شود. اگر ما مي گفتيم اصل نهاد شوراي نگهبان بايد منحل شود، فرمايش شما درست بود. اما ما مي گوييم كه اين شوراي نگهبان استعفا دهد و عده ديگري بيايند.

اگر فرضاً اين شوراي نگهبان شخصيتي مثل شما را (كه امكان ندارد) تأييد صلاحيت كنند، آيا به منزله تغيير در ديدگاه شوراي نگهبان نيست؟
نه لزوماً. زيرا مي توانند صندوق ها را عوض كنند!

البته بحث صندوق ها به دولت برمي گردد و دولت بايد از آراي مردم حفاظت كند.
خير. در انتخابات مجلس ششم، علي رغم وجود دولت، شوراي نگهبان صندوق ها را باطل كرد. اگر به خاطر داشته باشيد بر سر اين مسأله آقاي تاج زاده را به دادگاه كشاندند. زيرا وزارت كشور زير بار نمي رفت و اعتراض كرد كه چرا شوراي نگهبان به طور گزينشي صندوق ها را باطل كرده است. چه تضميني براي ملت ايران وجود دارد و من به عنوان كانديدا چطور مي توانم با اطمينان به مردم بگويم كه رأي شما را عوض نمي كنند؟

من مي خواهم بگويم اگر شخصيتي مثل شما تأييد صلاحيت شد، آيا نبايد اين فرصت را به شوراي نگهبان داد تا اصلاح شود؟
وقتي رئيس جمهور و رئيس مجلس از رهبري درخواست كردند كه ليست رد صلاحيت شدگان انتخابات مجلس هفتم را به يكي از منابع اصلي كه وزارت اطلاعات است ارجاع داده شود و وزارت اطلاعات در مورد رد صلاحيت ها حرف آخر را بزند و مقام رهبري آن را امضا كردند و به شوراي نگهبان ارجاع دادند، شوراي نگهبان به آن عمل نكرد. بنابراين چه تضميني مي توانيم به مردم بدهيم.

من مي خواهم بگويم اگر شوراي نگهبان بپذيرد كه شما بياييد، نشان دهنده اين است كه يك تغيير نگرش در ديدگاه شوراي نگهبان داده شده و طبعاً لوازم آن را نيز بايد بپذيرند. به هر حال پايگاه اجتماعي شما براي قرار گرفتن در معرض آراي مردم كجاست؟
اولاً اين كه شما مي گوييد شوراي نگهبان ممكن است تغيير كند مي دانيم كه در عالم سياست آنها ممكن است بازي سياسي كنند. يعني ممكن است صلاحيت ما را تأييد كنند اما به گونه اي ديگر جلوي ما را بگيرند. مثلا اجازه ندهند تبليغات كنيم، روزنامه ها آزادي بيان نداشته باشند يا ما نتوانيم به شهرستان ها برويم و... هفته گذشته به مناسبت درگذشت دكتر سحابي قرار بود در اراك مراسمي برگزار شود. مراسم دكتر سحابي كه مورد احترام همه است قرار بود آقاي ابوالفضل بازرگان آنجا صحبت كند و همين نيروهاي فشار، برنامه را لغو كردند و حق صحبت را گرفتند.

اين روند در مورد آقاي خاتمي نيز در انتخابات دوم خرداد صدق مي كرد در بسياري از جاهاي كشور به همين شكل بود. اگر اقبالي كه در دوم خرداد نسبت به آقاي خاتمي شد، نسبت به شما و نامزد شما نيز بشود طبيعتاً نه كسي مي تواند صندوق ها را عوض كند و نه مي تواند جلوي سخنراني و حضور شما را بگيرد.
موقعيت آقاي خاتمي در آن زمان با موقعيت ما فرق مي كند. آقاي خاتمي در همان تاريخ هم جزو رأي خودي ها مطرح مي شد. اين فرق مي كند با ما كه غيرخودي محسوب مي شويم و سازمان ما به كرات تحت فشار بوده، براي ما پرونده ها ساخته اند و حرف ها زده اند. لذا يك قياس مع الفارق است. اما بحث ما اين نيست كه ما انتخاب شويم يا نه. شركت در انتخابات لزوماً به معني انتخاب شدن نيست بلكه به معناي تثبيت فرآيند انتخابات آزاد است. مثل انتخابات شوراي شهر. بعضي به ما مي گويند كه شما در انتخابات شوراي شهر شركت كرديد و چون پايگاه اجتماعي نداشتيد، شكست خورديد. در هيچ كجاي دنيا اگر حضور يك حزب در انتخابات ناموفق باشد، به او ايراد نمي گيرند كه چرا شركت كردي. در انتخابات فرانسه، چندين دوره سوسياليست ها حداكثر رأي را داشتند بعد محافظه كاران آمدند و حالا به دليل عملكرد نه چندان موفق محافظه كاران در فرانسه، دوباره اقبال مردم به سوسياليست ها بازگشته است. بنابراين بحث ما نبايد اين باشد كه پايگاه اجتماعي من چيست. به فرض كه من اصلا پايگاه اجتماعي ندارم! اين اصولا به شوراي نگهبان چه مربوط است؟ شوراي نگهبان بايد در چارچوب قوانين و براساس حق حاكميت ملت، همه كانديداها را احراز عدم صلاحيت كند. اگر مردم به ما رأي دادند، آقايان بايد بپذيرند و اگر رأي ندادند بايد از ما ممنون ب اشند كه حضور پيدا كرديم. اصلا هدف ما، تثبيت فرآيند انتخابات دموكراتيك است خواه بشويم يا نشويم.

اين حرف شما كاملاً صحيح است. من مي خواهم بگويم اگر شما شروط بسيار سختي بگذاريد مردم تصور خواهند كرد كه آقاي دكتر يزدي براي حضور در انتخابات جدي نيست. چرا شما يك تصوري را در افكار عمومي ايجاد نمي كنيد كه مردم فكر كنند حضور شما جدي است؟
اجازه دهيد اين را مردم به ما بگويند. اگر من بگويم روزنامه ها را آزاد كنيد شرط سختي است؟ ما چيزي بيش از قانون اساسي نخواستيم. در يك سال و خرده اي پيش، در انجمن روزنامه نگاران وقتي روزنامه ها را تعطيل كردند، به من افتخار دادند كه آنجا سخن بگويم. بنده گفتم: اگر يك روزنامه اي تخلف كرد، چرا روزنامه را مي بنديد؟ روزنامه يك نهاد اقتصادي است. اگر وزيري كار خلافي كرد، استيضاح شد و عزل شد براي اين كار وزارتخانه را تعطيل نمي كنند! شما حق نداريد روزنامه را تعطيل كنيد. بيش از صد نفر كارمند در هر روزنامه وجود دارد. شما اقتصاد يك روزنامه را به هم مي ريزيد. امسال بعد از يك سال آقاي شاهرودي مي گويد روزنامه را نبايد بست بلكه بايد سردبير را محاكمه كنيد.

آقاي هاشمي خودشان هم بهتر از همه مي دانند كه نامه مربوط به نهضت آزادی اصيل نيست. ...

 

اين يكي از همان شرايطي است كه شما مي خواستيد...
پس نشان مي دهد كه كار سختي نيست. ما نمي گوييم نظام به هم بخورد ولي مي گوييم تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ قيد و شرطي هم ندارد. ما مي گوييم شما كساني را زنداني كرده ايد كه صرفا «ابراز» عقيده كرده اند. چقدر ما و اين جمهوري بر سر مسأله آقاجري هزينه داديم؟ آخر سر هم او را تبرئه كردند. ما مي گوييم چرا؟ مگر آقاجري چه گفته بود؟ يا روزنامه نگاران و حقوقداناني كه الان در زندان هستند چه گفته اند؟ ما مي گوييم آيا اين كار سختي است كه شما اينها را آزاد كنيد؟ چرا سخت است؟ اگر شنيدن سخن عدل سخت باشد، اجراي عدالت كه سخت تر است. اگر آقايان فكر مي كنند آزادي زندانيان سياسي سنگ بزرگي است، چطور توقع دارند كه ما وارد شويم و آقايان ما را تحمل كنند؟ اينها هيچ كدام سنگ بزرگ نيست و حداقل نيست. يا در مورد شوراي نگهبان نگفتيم سيستم به هم بخورد! چه كسي مي گويد اين مشكل است؟
شما به نكته اي اشاره كرديد كه شرايط امروز شما با شرايط آن روز آقاي خاتمي تفاوت مي كند. اما من مي خواهم بگويم شرايط امروز جامعه هم تفاوت مي كند. احساس من اين است كه موقعيت امروز شما، مثل موقعيت خاتمي در آن روز است. يعني همان طور كه شما امروز مشكل داريد، خاتمي هم آن روز مشكل داشت. اگر شوراي نگهبان به چنين باور محالي جواب مثبت داد، نشان دهنده يك تغيير نگرش بسيار اساسي است. من می گويم ما انتظار تحول داريم. پس بايد مشوق آنها باشيم كه يك سري فرآيندهاي جديد نيز ايجاد شود. مثلا شما مي فرماييد آقاي شاهرودي در مورد مطبوعات اين طور گفته است. اين هم يكي از شروط است. اگر شما به طور جدي وارد عرصه انتخابات شويد و آنها هم تأييد صلاحيت كنند، آن موقع فرآيند كاملاً تغيير خواهد كرد و مجبورند آداب آن را نيز بپذيرند؟
نه لزوماً. ما اين را مي فهميم كه آنها نياز دارند ما حضور پيدا كنيم. آنها به دلايل گوناگون داخلي و خارجي، مي خواهند يك مشاركت وسيع وجود داشته باشد. آمارهايي كه خودشان گرفته اند، نشان مي دهد كه مشاركت، خيلي دلچسب نيست و به دليل اين كه براي اولين بار بعد از بيست و چند سال از انقلاب هيچ كس نمي داند رئيس جمهور آينده ايران چه كسي خواهد بود، برخلاف دو انتخابات رياست جمهوري آقاي خامنه اي و آقاي هاشمي و دور دوم آقاي خاتمي كه معلوم بود چه كسي رئيس جمهور خواهد شد، الان ما در شرايطي هستيم كه هيچ كس، نه صاحبان قدرت و نه گروه هاي سياسي نمي دانيم كه رئيس جمهور آينده ايران چه كسي خواهد بود. در چنين شرايطي كه حتي قوي ترين كانديداي حاكميت نمي تواند بيشتر از 25 درصد آرا را داشته باشد و از 40 درصدي كه پيش بيني مي شود مشاركت كنند، هيچ كدام رأي مطلق را در دور اول نخواهند آورد، طبيعي است كه آنها دنبال اين هستند كه كانديداهاي خارج از قدرت و حاكميت كه وجاهت و مقبوليت دارند نيز بيايند. اما حاضر نيستند هزينه آن را بپردازند. در شرايطي كه روزنامه ها حاضر نيستند همه همين حرف هاي من را چاپ كنند، چه دليلي دارد كه آنها مرا تأييد كنند. خير آنها اجازه نمي دهند كه من ميتينگ برگزار كنم! سالي كه نكوست از بهارش پيداست. چنانچه كمترين اراده اي در حاكمان ايران براي برگزاري انتخابات آزاد وجود داشته باشد از هم اكنون بايد علايم اين آزادي پيدا باشد. يعني از هم اكنون بايد روزنامه ها را آزاد بگذارند. چرا روزنامه نگاري مثل شما با من مصاحبه مي كند و بعد مي گويد من كل حرف هاي شما را نمي توانم چاپ كنم. اگر نمي تواند حرف هاي مرا چاپ كند، چه دليلي دارد كه شوراي نگهبان مرا تأييد صلاحيت كند. مگر اين كه قصد فريب داشته باشند. به اين معنا كه كانديداهاي ديگر را هم وارد كنند تا آراي مردم زياد شود و آنها كار خود را بكنند و نمايش دهند.

يعني در شرايط كنوني، نامزدي شما براي رياست جمهوري فقط اعلام مواضع است؟
فقط اعلام مواضع نيست. ما صادقانه مي خواهيم كه جمهوري اسلامي با حداقل هزينه از بن بست هاي كنوني بيرون بيايد. ما مي دانيم كه اين انتخابات بسيار سرنوشت ساز است. هم در سطح ملي و هم در سطح بين المللي. اگر حاكمان كنوني به برگزاري يك انتخابات آزاد و قابل قبول تن در ندهند، جنبش اصلاح طلبي به پايان خط خودش رسيده است.

اگر حداقل هايي از يك انتخابات آزاد فراهم شود، آيا شما براي شركت در انتخابات جدي هستيد؟
بله. حتما جدي هستيم و حداقل هاي خود را هم گفته ايم.

البته ممكن است حداقل هاي شما براي آنها به عنوان يك فضاي حداكثري تلقي شود. اما ما فرض مي كنيم كه يك حداقلي فراهم شد و شما وارد عرصه انتخابات شديد، شما بحث پايگاه اجتماعي را چطور مي بينيد؟
ببينيد نه من مي توانم ادعاي قاطع كنم كه پايگاه اجتماعي من كيست و نه شما. مي توانيد قاطعانه انكار كنيد. آزاد بگذارند تا ببينيم. آزاد بگذارند كه ما جلسه و ميتينگ تشكيل دهيم. وزارت كشور بپذيرد كه من در يك ورزشگاه مردم را دعوت كنم. آن وقت ببينم كه مردم مي آيند يا نمي آيند. در شرايطي كه ما نمي توانيم با پول خودمان در اين شهر يك تالار اجاره و جلسه برگزار كنيم چه كسي مي تواند قضاوت كند كه ما پايگاه اجتماعي داريم يا نداريم. اگر پايگاه اجتماعي نداريم، چرا اينقدر حكومت علاقه مند است كه ما هم در انتخابات شركت كنيم؟

البته اگر شما را رد صلاحيت كنند نشان مي دهد كه دوست ندارند شما در انتخابات حضور داشته باشيد.
اگر رد صلاحيت كردند به اين معناست كه جناح تندرو حاكميت همچنان به خردگريزي خود ادامه مي دهد. چون ما حاكميت را يكپارچه نمي بينيم. ما محافظه گران را خردگرا و خردگريز مي بينيم. دسته خردگرايان با حرف من موافقند كما اين كه مي گويند چرا اين زنداني ها را نگه داشته ايد كه ما مجبور باشيم اينقدر هزينه بدهيم. رهايشان كنيد چون به هزينه اش نمي ارزد. اين خردگريزان هستند كه سرشان را به ديوار مي كوبند و مي گويند مرغ يك پا دارد. بله ممكن است آنها همچنان اين اشتباه بزرگ را مرتكب شوند.

شما به عنوان ابراهيم يزدي نامزد مي شويد يا به عنوان دبيركل نهضت آزادي؟
من عضو يك سازمان سياسي هستم با 44 سال سابقه و اعتبار. من تابع سازمان خودم هستم و آنها مرا كانديدا كردند. من به عنوان دبيركل نهضت آزادي ايران كانديدا شدم و براساس برنامه اي كه آنها تصويب مي كنند وارد عرصه انتخابات شده و مي شوم.

گفتمان شما براي انتخابات رياست جمهوري چيست؟ مثلا در دوران آقاي هاشمي، گفتمان سازندگي بود. در دوران آقاي خاتمي ادبيات اصلاحات حاكم بود. اگر شما رئيس جمهور شويد گفتمان شما چه خواهد بود؟
بازسازي اقتدار رئيس جمهوري، رئيس جمهوري در قانون اساسي ما يك سري اختياراتي دارد. آقاي خاتمي در جمع بندي پايان دوره خود گفت كه رئيس جمهور در اين مجموعه و ساختار يك تداركاتچي است. يعني يك منشي اجرايي است. معلوم است كه چنين رئيس جمهوري نمي تواند كار كند. گفتمان من بازسازي اقتدار رئيس جمهور است.

اقتدار رئيس جمهور يا اقتدار جمهوري؟
اقتدار رئيس جمهور. اين دو را نمي توان تفكيك كرد. زيرا وقتي مردم آمدند و با 22 ميليون رأي (كه شايد از نظر آمار مشاركت در انتخابات در تاريخ دموكراسي ها بي سابقه بوده است كه 90 درصد واجدين شرايط در انتخابات شركت كنند و 70 درصد به يك كانديدا رأي بدهند) رئيس جمهوري را انتخاب كردند، سپس اين رئيس جمهور بگويد من كاره اين نيستم و تداركاتچي هستم. رئيس جمهور در قانون اساسي اختياراتي دارد. مسئول اجراي قانون اساسي است، سوگند ياد كرده است رئيس جمهور مسئول اقتصاد و وضع سياست خارجي است. بنابراين رئيس جمهور بايد بتواند تصميم بگيرد يك رئيس جمهور بي اختيار كه نتواند خودش تصميم بگيرد وزراي خود را مستقلاً انتخاب كند را نمي توانيد مورد سؤال قرار دهيد. بنابراين اقتدار رئيس جمهوري يعني اين كه رئيس جمهوري بايد بتواند خودش وزراي خودش را انتخاب كند. فارغ از اين كه كدام مقام او را تحت فشار قرار دهد.

با مشكلات و چالش هايي كه در اين عرصه وجود دارد، آيا شما فكر مي كنيد خودتان توان و پتانسيل مقابله با چنين چالش هايي را در مقابل ساخت قدرت كه حتي اجازه انتخاب وزير را نمي دهند داشته باشيد؟
من اگر چنين تواني را در خودم نمي ديدم، چنين مسئوليتي را نمي پذيرفتم.

شما فكر مي كنيد نتيجه اين امر چه خواهد شد؟
نتيجه اش اين است كه جمهوري اسلامي از يك سري بحران هاي اجتناب ناپذير سرنوشت سازي كه نه تنها براي جمهوري اسلامي ايران بسيار خطرناك خواهد بود بلكه كشور ما را در معرض خطر قرار مي دهد جلوگيري خواهد كرد.

با چه ابزاري؟
با ابزار رأيي كه مردم به من مي دهند.

در واقع آقاي خاتمي نيز مي خواست حركت هايي انجام دهد و تلاش فراواني هم كرد ولي نتوانست ساختار حكومت را متقاعد كند. شما شيوه هاي خاص را براي آن پيش بيني كرده ايد و يا بستر حقوقي خاصي داريد؟
ببينيد! رئيس جمهور دو قدرت دارد. يك بخش از اقتدار رئيس جمهور، اختياراتي است كه قانون به او مي دهد. بخش ديگر از اقتدار رئيس جمهور، آراي مردم است. به اعتقاد من آقاي خاتمي از اقتدار دوم خود هرگز استفاده نكرد. يعني هرگز نيامد مردم را دعوت كند به طور مثال بايد به ميدان آزادي مي آمد و مي گفت اي ملت ايران شما كه به من رأي داديد برنامه من اين است!

يعني شما مي گوييد هر كاري را كه خواستيد انجام دهيد با مردم در ميان مي گذاريد؟
حتماً. اگر من بخواهم يك مثال تاريخي بزنم دكتر مصدق رهبر جنبش ملي بود. در مجلسي كه اكثريت با او مخالف بودند، دربار و ارتش و سياست هاي خارجي هم با او مخالف بود، او از نيروي مردمي براي پيشبرد سياست هاي خودش استفاده كرد. آنجا كه لازم بود در مجلس نشست و آنجا كه جلال امامي به او اجازه نداد كه حرفش را بزند، در ميدان بهارستان بالاي چهارپايه رفت و گفت: «مجلس آنجايي است كه مردم هستند.» در جهان كنوني رئيس جمهوري كه با 22 ميليون رأي انتخاب مي شود، بايد بتواند از اين پتانسيل مردمي براي اجراي قول ها و وعده هايي كه در دوران انتخابات به مردم داده است استفاده كند.

يعني اگر شما نتوانستيد برنامه خود را پيش ببريد، چه كار مي كنيد؟
به مردم اعلام مي كنم!

آقاي خاتمي هم به نوعي به مردم اعلام كرد.
خير. اگر شرايط ملي و بين المللي به گونه اي باشد كه حاكميت بپذيرد اين قرص گنه گنه را بخورد كه صلاحيت فردي مثل من را تأييد كند و مردم هم به من رأي بدهند يك فرد بايد خيلي بي اطلاع از شرايط سياسي باشد كه آن جو را درك نكند و نتواند از آن استفاده كند. من معتقدم اگر با اين پيش فرض ها به آن نقطه رسيديم، با اشراف به همان شرايطي كه منجر به آمدن من شده حقوق ملت ايران را استيفا مي كنم.

من شرط شما با عنوان استعفاي شوراي نگهبان را زمينه اي براي عدم شركت شما در انتخابات مي دانم. اما اگر شرط شما اين باشد كه شوراي نگهبان در رويه خود تغيير دهد. مي تواند شرطي منطقي باشد و مي توان به اتكاي آن بسياري حركت ها را انجام داد. نظر شما در اين رابطه چيست؟
ببينيد آقاي خاتمي به اتفاق آقاي كروبي نامه اي را امضا كرده بودند و از مقام رهبري خواسته بودند ليست رد صلاحيت شدگان را به وزارت اطلاعات بدهد و وزارت اطلاعات آخرين حرف را بزند و مقام رهبري آن را تأييد و امضا كرد ولي شوراي نگهبان آن را اجرا نكرد. وقتي آقاي خاتمي در 16 آذر در سخنان خودشان گفتند كه شوراي نگهبان زير بار حرف

آقاي هاشمي به دلايل گوناگون نه تنها مورد علاقه جريانات جديد راست نيست بلكه مخالف او نيز هستند...

 

رهبر هم نرفته است، شوراي نگهبان ادعا كرد كه خير. ما دقيقا به نظر مقام رهبري عمل كرديم. به عبارت ديگر اراده تغيير در كجا بايد باشد؟ وقتي ما مي گوييم شوراي نگهبان بايد عوض شود، مي خواهيم بگوييم بايد اراده اي در بالاترين مقامات براي اصلاح وضع به وجود بيايد كه حداقل بروز خارجي اين اراده بايد تغيير شوراي نگهبان باشد. چنانچه اين شرط عملي نشود، شما چه معياري داريد كه بگوييد شوراي نگهبان تغيير روش داده است؟ حرف تأييد صلاحيت افرادي مثل من، دليل تغيير روش و اراده براي تغيير نيست.

اگر به شما اجازه دهند كه بتوانيد آزادانه فعاليت انتخاباتي خود را انجام دهيد، باز هم نيست؟
خير. زيرا من اين موضوع را از الان بايد ببينم. فعاليت آزاد انتخاباتي مربوط به آن شش روز نيست. شما تصور كنيد يك گروه سياسي مثل ما كه نمي تواند در تهران يك تالار اجاره كند زيرا اداره اماكن به او اجازه نمي دهد در چنين شرايطي آيا انتخابات آزاد اين است كه شوراي نگهبان فقط صلاحيت مرا تأييد كند و بگويد شش روز وقت داريد!
ما اين را در انتخابات مجلس پنجم تجربه كرديم. شوراي نگهبان بعضي از ما را تصويب كرد، سپس دوباره ما را رد كردند. آقاي دكتر فريد اعلم و آقاي مهندس ابوالفضل بازرگان را تصويب كردند. ما گفتيم قبول است. ما با همين دو نفر وارد انتخابات مي شويم. براي اين كه پروسه انتخابات را اصلاح كنيم اما وقتي خواستيم مسجد بگيريم گفتند نمي شود، خواستيم ورزشگاه بگيريم گفتند نمي شود. خواستيم پوستر چاپ كنيم جلوي ما سنگ انداختند. چطور يك سازمان سياسي كه 20 سال است دائماً سركوب مي شود و از حداقل آزادي ها محروم است بايد در شش روز بتواند در سراسر ايران تبليغ كند. آن هم در حالي كه صداوسيما و روزنامه ها در اختيار آقايان است و ميليون ها تومان بودجه دارند. اما سازماني مثل ما چگونه مي تواند؟ اگر من وارد شوم، مردم نمي گويند كه تجربه و عقل سياسي 50 ساله تو كجا رفت؟ بايد اين علائم را از حالا بدهند. به جاي اين كه به من پيغام بدهند، بيايند و روزنامه ها را آزاد كنند كه روزنامه شرق، اعتماد يا هر روزنامه اي بتواند جواب من به شوراي نگهبان را به طور كامل چاپ كند. اگر من به شوراي نگهبان گفتم صلاحيت نداري، او بتواند بنويسد كه چرا فلاني مي گويد صلاحيت نداري. اما وقتي روزنامه ها مجبورند حرف ما را مثله كنند، در لفاف و مشكلات بپيچند و آخر سر هم مردم نفهمند كه ما در بيانيه خود چه گفتيم، چه انتخابات آزادي است. بنابراين مسأله ما فقط تغيير خود شوراي نگهبان نيست. تغيير شوراي نگهبان بيان اراده اي است كه مي گويد «سر از نو، روزي از نو» و فصل تازه اي گشوده شد. ولي اگر بخواهد حرف ها همان حرف ها و كارها همان كارها باشد فايده ندارد. ما با چيزي كه گفتيم مجموعه حاكميت را به آستانه يك آزمون تاريخي مي كشانيم. آيا واقعا مي خواهند و يا باز هم بازي است؟

اگر شما را رد صلاحيت كردند، موضع شما چيست؟
الان نمي گويم كه چه كار مي كنيم. راهكارهاي ديگري پيش رو داريم. من دكتر مصدق را يك شخصيت در گذشته و مرحوم نمي بينم.دكتر مصدق يك شخص نيست يك شخصيت و منش است. منش سياسي دكتر مصدق اين بود كه حرف آخرت را اول نزن!

اگر رئيس جمهور شديد، كابينه خود را از ميان چه افرادي انتخاب مي كنيد؟
شما بگذاريد از خان اول بگذريم! ( مي خندد ) ما در انتخاب همكاران ديد فرا گروهي و فراجنسيتي داريم. يعني من معتقدم كه ايران ملك مشاعي همه ايرانيان است.

يعني از جناح راست هم افرادي را انتخاب مي كنيد؟
اگر واجد صلاحيت بوده و با اين سياست ها موافق باشد اما انديشه فكري و ديني اش راست باشد ايرادي ندارد. من دعوت خواهم كرد، هم از اديان و مذاهب ديگر و هم از جامعه زنان. ايران مال همه ايرانيان است. بنابراين همه اين ها بايد در مديريت كشور به تناسب جمعيت و بار سياسي و اجتماعي خود حضور و نقش داشته باشند.

بحث رابطه با امريكا را چه مي كنيد؟
فعلاً كه بين خود آقايان مسابقه است كه چه كسي زودتر رابطه را برقرار كند. به عنوان نهضت آزادي ايران معتقديم و به كرات در بيانيه ها و مصاحبه هاي مختلف گفته ايم كه سياست خارجي هر كشوري مي بايست حول منافع ملي امنيت و مصالح ملي شكل بگيرد. سياست خارجي با حب و بغض هاي ايدئولوژيك يك جور در نمي آيد. در جهان كنوني، دشمن براي هميشه دشمن و قهر قهر تا روز قيامت وجود ندارد. نه دوست مطلق و نه دشمن مطلق وجود ندارد. ما در ارزيابي منافع ملي مي گوييم منافع ملي ايران حكم مي كند كه ايران، روابط خود را با همه كشورها عادي كند بجز يك كشور. اگر ما با امريكا اختلاف داريم و از امريكا مطالباتي داريم، بايد بنشينيم و با آن ها صحبت كنيم و رفع اختلاف كرده و مطالبات خود را وصول كنيم. اگر رئيس جمهور سابق ايران مي گويد: پول هاي ما را كه بلوكه كرده ايد وصول كنيد، از ايشان در يك مصاحبه مطبوعاتي پرسيدند كه اين پول ها چه قدر است؟ و ايشان گفت: نمي دانم. ما مي گوئيم كه رئيس جمهور بايد بداند و بايد برود دنبال اينكه اين پول را از آنها بگيرد. بايد ازآن ها بخواهد و پاي ميز مذاكره، مطالبات خود را مطرح كند. آيا اختلافات خود با امريكا را بايد با آقاي پوتين در روسيه حل و فصل كنيم؟ يا با چين و يا مستقيماً با خود امريكايي ها. بنابراين ما معتقديم ايران بايد رسماً اعلام كند كه دولت آماده است با امريكا به مذاكره بنشيند، تيم مذاكره كننده را معرفي كند، موضوعات مورد مذاكره را معين كنند. دولت امريكا هم بايد نمايندگان خود را معرفي كند. تماس ها از حالت گروهي و پنهاني، گاه در دبي و گاه در قبرس و جاهاي ديگر و مسابقات بين گروه ها كه كداميك بروند، اين ها براي مملكت خطرناك است.وقتي گروه هاي مختلف مي روند و مي خواهند با امريكايي ها در پشت صحنه در آتن و جاهاي ديگر مذاكره كنند، طرف مقابل كه مارخورده واقعي شده، مي فهمد كه در ايران انگيزه ها چيست و چه گروه هايي چه انگيزه هايي دارند كه به ضرر منافع ملي است. ممكن است از اين نوع تماس ها، تعهداتي به ضرر ملت بيرون بيايد. اما ما مي گوئيم در سياست خارجي بايد شفاف بود. ما اگر انتخاب شويم اين كار را مي كنيم. دولت بايد رسماً اعلام كند كه ما با كشورهاي خارجي از جمله امريكا به مذاكره مي نشينيم، موضوعات و مطالبات ما هم اين ها است. توقف و پايان دادن به مخالفت هايي كه امريكا در سرتا سر جهان با منافع ملي ما دارد. ايران مي خواهد در سازمان اقتصاد تجارت جهاني شركت كند، امريكا مخالف است. تمام كمپاني هاي بزرگ نفتي مي خواهند لوله هاي گاز و نفت را از طريق آسياي مركزي و خليج فارس به همه دنيا بفرستند كه مناسب ترين و كوتاه ترين راه ايران است، اما امريكايي ها مخالفت مي كنند. اين مخالفت با منافع ملي ماست. ما بايد بنشينيم و مسائل خود را حل و فصل كنيم.

مذاكره با امريكا يا رابطه با امريكا؟
معناي مذاكره با امريكا، برقراري روابط نيست مذاكره با امريكا لزوماً به اين معنا نيست كه شما منافع ملي خود را فنا كنيد. در هر مذاكره سياسي و ديپلماسي نيز مقررات و قانونمندي هايي وجود دارد. دولت ايران نهادهايي كه شايد مناسب ترين نهاد شوراي عالي امنيت ملي باشد، بايد سقف و كف مطالبات و انتظارات خود از امريكا را معين كنند بعد به نهاد ديپلماسي كشور كه وزارت امور خارجه است بگويند، شما برويد و بين اين سقف و كف مذاكره كنيد.

موضوع شما نسبت به بحث انرژي هسته اي ايران چيست؟
ما به عنوان نهضت آزادي معتقديم كه اولاً ايران عضو و امضا كننده NPT است و قرارداد SafeGuardي پادمان را امضا كرده همين طور پروتكل الحاقي را مقدمتاً امضا كرده است (اگرچه بايد به مجلس برود و برگردد ولي دولت آن را امضا كرده است) ايران طبق مقررات بين المللي حق دارد به دنبال كسب دانش و فناوري هسته اي باشد. يعني فعاليت هاي هسته اي صلح آميز و هيچ كشوري حق ندارد جلوي ايران را بگيرد. دوم اين كه ايران با داشتن نفت و گاز به دنبال انرژي هسته اي برود يا نرود امر داخلي ما است. كارشناسان ايراني در اين زمينه اختلاف ديدگاه دارند و يك امر كارشناسي است. اين به دولت امريكا يا به هيچ سازمان جهاني مربوط نيست كه به ما بگويد اگر شما نفت و گاز داريد چرا دنبال انرژي هسته اي رفته ايد؟ اين فقط به خود ما مربوط است. ما بايد در چارچوب منافع ملي خودمان بررسي كنيم و ببينيم آيا از نظر اجرايي، اقتصادي، مالي و ... مقرون به صرفه هست يا خير. سوم ما معتقديم ايران بايد فعاليت غني سازي اورانيوم را متوقف كند.

ايران يك نيروگاه اتمي بيشتر ندارد. براي يك نيروگاه اتمي به جهت اقتصادي مقرون به صرفه نيست. كه هزينه هاي گزافي را متقبل شويم، اورانيوم را تغليظ كنيم اين بالاتر از ظرفيت مصرف يك نيروگاه است. ايران در برنامه كلان خود كه از زمان شاه بوده است، دنبال تاسيس 10-12 نيروگاه هسته اي بوده كه بتواند با ظرفيت 7-8 هزار مگاوات برق توليد كند اين كه الان در دست اجرا است، چيزي حدود 600-700 مگاوات است. بنابراين با توجه به فشارهاي بين المللي و گزينه هايي كه در برابر ما وجود دارد، اگر ايران پيشنهاد اتحاديه اروپا را در مورد توقف غني سازي اورانيوم نپذيرد، به احتمال زياد، پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل مي رود و اگر به شوراي امنيت سازمان ملل برود، همه شواهد و قرائن مي گويد كه امريكا در آنجا دست بالا را دارد و قطعنامه شديد و سختي عليه ايران صادر مي شود. امريكايي ها به صراحت گفته اند كه راهكار ما با ايران سه چيز است راهكار اول سياسي ـ ديپلماسي است. راهكار دوم اقتصادي و راهكار سوم نظامي است. راهكار سياسي همين كارهايي است كه الان مي كنند كه اگر ايران نپذيرد، پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل مي رود. راهكار اقتصادي از طريق قطعنامه تعيين مي شود. قطعنامه به احتمال 99 درصد تحريم صادرات نفت ايران خواهد بود اما در مورد راهكار نظامي، همه مي دانند كه ايران، با عراق و افغانستان فرق دارد. بنابراين وقتي امريكايي ها مي گويند راهكار نظامي، منظورشان حمله نظامي از نوع افغانستان يا عراق نيست بلكه يك عمليات نظامي محدود خواهد بود كه در دو قلمرو قابل پيش بيني است. يك اينكه برخي از تاسيسات نظامي و استراتژيك ايران را با موشك هاي معين بزنند دوم و مهم تر اين كه با ناوگان دريايي خودشان تنگه هرمز را به روي ورود و خروج كشتي ها ببندند البته با استناد به قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل و در راستاي اجراي آن. ما اين را به نفع ايران نمي بينيم و پيامدهاي آن را هم فقط اقتصادي نمي بينيم.

يعني مي فرماييد اگر ايران با اتحاديه اروپا نتوانست حرف خود را به كرسي بنشاند، بايد نظريات اروپا را بپذيرد؟
به نظر ما منافع و مصالح ايران اين است كه با اتحاديه اروپا و آژانس بين المللي به توافق برسد كه پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل نرود. آن زمان اگر چنانچه پرونده به شوراي امنيت برود، در شرايط كنوني، مجموعه عوامل و عناصر و تحليل ها مي گويد امكان ندارد چين يا روسيه پرونده ايران در شوراي امنيت را وتو كند. فرانسه نيز وتو نخواهد كرد زيرا رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت، با توجه به عدم توافق ايران با اتحاديه اروپا است. تنها در يك صورت قطع نامه در شوراي امنيت با وتوي فرانسه و يا ديگران روبرو خواهد شد و آن موضوع قطعنامه است. دو ديدگاه وجود دارد. ديدگاه اولي ديدگاه امريكا است كه مي گويد ايران حق هيچ گونه فعاليت هسته اي را ندارد. اگر قطعنامه اي كه بخواهد در شوراي امنيت تصويب شود

در هيچ كشوري سابقه ندارد كه حضور نظاميان در قدرت هاي اجرايي مفيد و مؤثر بوده باشد...

 

اين باشد به نظر من با وتوي فرانسه روبرو خواهد شد. چون اتحاديه اروپا با اين مخالف است و قطعاً چين و روسيه هم وتو مي كنند. بنابراين دولت امريكا هم اين را مي داند. لذا متن قطع نامه اين نخواهد بود.

حول و حوش غني سازي اورانيوم خواهد بود؟
بله. همان نظر اروپا را به شوراي امنيت خواهند برد. در آن صورت ايران را مجبور مي كنند همان چيزي را كه با شرايط بهتري مي تواند با اتحاديه اروپا بپذيرد، در شرايط بسيار نامناسب سياسي ـ اقتصادي به او تحميل شود. بنابراين ما بر اساس منافع ملي مي گوييم ايران بايد با اتحاديه اروپا و آژانس بين المللي بر سر توقف توليد سوخت هسته اي به توافق برسد. چون ما مي دانيم اوضاع جهاني در حال تحول است و آن چيزي كه امسال هست، معلوم نيست سال ديگر هم باشد. ايران بايد اين بحران را پشت سر بگذارد، با تعهداتي كه اروپا مي دهد و تعهداتي كه روسيه در مقابل اين نيروگاه داده است، نيروگاه راه بيفتد. ايران برنامه دارد نيروگاه هاي هسته اي ديگري را بسازد اگر افكار عمومي، متخصصين و كارشناسان تاييد كنند كه به نفع ما است كه به دنبال انرژي هسته اي برويم در كنار نفت و گاز و انرژي خورشيدي كه داريم. اگر همه اين ها مساعد بود، بسيار خوب، آنوقت مي توانيم بگوييم كه ما 10 نيروگاه هسته اي داريم بنابراين به صرفه است كه خودمان اورانيوم خودمان را توليد كنيم. در خلال اين مدت ايران مي تواند اعتماد سازي و جلب اعتماد آژانس هاي بين المللي را بكند. شما مي دانيد كه امروز در قرن بيست و يكم و در اين شرايط، اعتبار حاكميت ملي در روابط بين المللي به اعتبار درجه تحقق حاكميت ملت است. يعني هر حكومتي به اندازه اي كه دموكراتيك است مي تواند در دنيا بايستد. اگر يك حكومت پايگاه مردمي اش را از دست بدهد و با آراء بسيار نازلي حكومت را به دست بياورد، نمي تواند در برابر فشارهاي بين المللي بايستد و لاجرم بايد تسليم شود.

آقاي دكتر! آقاي هاشمي رفسنجاني صحبت هايي در مورد نهضت آزادي كرده بودند در اين باب كه نهضت آزادي اسمش را عوض كند و وارد فعاليت شود. نظر شما راجع به اين صحبت ها چيست؟
در دوره اول رئيس جمهوري آقاي خاتمي كه آقاي عبدالله نوري وزير كشور بود، ما در ديداري كه با آقاي عبدالله نوري كرديم، ايشان هم همين حرف ها را زدند و ما هم همين جواب را داديم كه اگر وزارت كشور كتباً به ما بنويسد كه « اگر نهضت آزادي اسمش را عوض كند، ما به او مجوز مي دهيم » ما موضوع را بررسي مي كنيم ولي در شرايط كنوني نه.
من يك مثال زنم. وقتي روزنامه جامعه را توقيف كردند، روزنامه ديگري با امتياز ديگري با نام نشاط چاپ شد. رئيس قوه قضاييه وقت در نماز جمعه گفت كه ايها الناس اين همان گروه منحرف كننده جامعه است كه زير اسم نشاط قرار گرفته است. در حالي كه اسمش را عوض كرده و امتيازش هم متفاوت بود. به چه دليل، من ريش سفيد بعد از 50 سال مبارزه اسم سازمان را عوض كنم و اين آقايان با تمام امكانات و بوق و كرنايي كه دارند در تلويزيون داد بزنند كه اين ها همان ورشكسته هايي هستند كه حالا با يك اسم ديگر يك گروه ديگر درست كرده اند! چه تضميني وجود دارد؟ مگر اينكه وزير كشور كه مسئول اجرايي قانون احزاب است، كتباً به من بنويسيد. آنوقت من آن نوشته را به شوراي مركزي مي برم و مي گويم به اين دلايل بپذيريم ولي در شرايط كنوني من به چه دليل بپذيرم؟ آقاي هاشمي خودشان هم بهتر از همه مي دانند كه اين نامه اصيل نيست. آقاي هاشمي جريان اين نامه را خوب مي داند. اگر خواستيد من آدرس مي دهم كه كجا ايشان گفته اند كه اين نامه فاقد اصالت است و مي گويند چرا به آن استناد مي كنيد و ما را دچار دردسر مي كنيد!

آيا آقاي هاشمي نسبت به نهضت آزادي موضع مثبتي دارند؟
از خود ايشان بپرسيد چه موضعي دارند. اگر ايشان مي خواهد بيايد، بايد برنامه جديد خودش را بدهد. اگر با تفكرات و برنامه هاي 10 سال پيش مي خواهد بيايد، بايد بگوييم كه آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت و دوباره تكرار نمي شود. آقاي هاشمي بايد به تناسب وضعيت كنوني برنامه بدهد. اگر برنامه دادند، فارغ از اينكه موضع ايشان نسبت به نهضت آزادي چيست ما اظهار نظرمي كنيم. مهم موضع ايشان نسبت به نهضت آزادي نيست مهم اين است كه ايشان نسبت به دمكراسي و حقوق ملت و اقتدار رئيس جمهوري چه فكر مي كند. اين ها را بايد روشن كنند. ايشان بايد بيايند و بايد با صراحت بگويند كه نسبت به سانسور مطبوعات، چه موضعي دارند. نه من و نه هيچ كس ديگري نبايد كلي گويي كنيم. بايد با صراحت بگوييم اين هايي كه به زندان افتاده اند خلاف قانون است. چنانچه پس از آن هم دادگاه ها و داستان ها، آقاي آقاجري را تبرئه كرده، چه كسي مسئول آن همه شكنجه هاي روحي به او و خانواده اش است؟ ما مسلمانيم. كدام آئين اسلام به شما اين اجازه را داده است كه فردي قبل از اينكه محكوم شود به زندان ببرند و اين فشارها را به او وارد كنند. اين دانشجويان جوان ما را چرا دائماً مي برند و مي آورند؟ يا به چه جرمي اين بلاها را سر و بلاگ نويس ها مي آورند؟

به نظر شما چرا آقاي هاشمي در مورد اعلام نامزدي خود اين قدر درنگ کرد؟
به نظر من آقاي هاشمي سر يك پيچ سرنوشت ساز سرنوشت سياسي خود قرار دارد. اگر آقاي هاشمي نيايد و جناح راست بتواند انتخابات را به گونه اي كنترل كند كه رئيس جمهور از ميان راستي ها باشد، رئيس جمهور راستي آينده، رئيس تشخيص مصلحت خواهد شد. هنگامي كه آقاي خاتمي انتخاب شد، جريان راست نخواست اين كرسي را به رئيس جمهور بدهد. بنابراين رئيس جمهور سابق كه رئيس مجمع هم بود، ابقاء شد. ولي چنانچه ناطق نوري انتخاب مي شد، معلوم نبود رئيس مجمع چه كسي باشد. قطعاً اگر اين بار يك رئيس جمهور دست راستي انتخاب شود، اجازه نمي دهند آقاي هاشمي رئيس مجمع بماند.

چرا ساخت قدرت با آمدن هاشمي مخالفند؟
اين خاصيت انديشه ” يا با من، يا بر من“ است. يعني وقتي شما يك نظام يا مجموعه را بر اين اساس بنا مي دهيد كه ”همه با من“ ، ” اين همه با من“ به عنوان يك سياست استراتژي يا سياست راهبردي در همه جا، جا مي افتد. بنابراين جريانات ديگري هم مي آيند و مي گويند همه با من! لذا من محور و خود محور مي شوند. آقاي هاشمي به دلايل گوناگون نه تنها مورد علاقه اين جريانات جديد راست نيست بلكه مخالف او نيز هستند.

آيا به اين دليل است كه آقاي هاشمي حرف شنو نيست؟
دلايل مختلف دارد كه نمي خواهم وارد آن شوم. اما حاصلش اين است كه نمي گذارند آقاي هاشمي رئيس مجمع بماند. اگر آقاي هاشمي بيايد، آمار مي گويد كه با رأي بسيار پاييني خواهد بود و به دور دوم كشيده خواهد شد. در دور دوم بستگي دارد كه آقاي هاشمي در مقابل چه كسي قرار مي گيرد. آيا مسابقه در دور دوم بين هاشمي و يك نامزد اصلاح طلب خواهد بود؟ يا بين راستي و هاشمي؟ اين فرق مي كند. اما در هر صورت پيش بيني مي شود كه آقاي هاشمي با مجلس هفتم هم مشكل پيدا خواهد كرد. يعني با همين گروهي كه به نام آبادگران به مجلس رفته اند و قدرت مانور و كنترل مجلس را دارند و با آقاي هاشمي هم موافق نيستند، مشكل پيدا خواهد كرد. بنابراين آقاي هاشمي در يك وضعيت بسيار خاصي قرار دارد و بايد تصميم بگيرد.

نظر شما درباره حضور نظاميان در انتخابات رياست جمهوري چيست؟
ببينيد! در هيچ كشوري سابقه ندارد كه حضور نظاميان در قدرت هاي اجرايي مفيد و مؤثر بوده باشد!

فكر مي كنيد چه انگيره هايي موجب شد، كه نظاميان بيايند و خودشان را نامزد كنند؟
بايد از خودشان پرسيد. البته ما جسته و گريخته مي شنويم كه مي گويند ما در جنگ دفاع كرديم و زحمت كشيديم پس حق ما است كه مملكت را اداره كنيم. خير! چنين چيزي نيست. جامعه متكثر و پيچيده كنوني، هر كس يك بخشي را اداره مي كند. اگر ما در جنگ عليه ارتش متجاوز عراق موفق شديم، اين نبود كه فقط آن هايي كه به جبهه رفتند و جنگيدند و موثر بودند. ميليون ها زن و مرد ايراني كه پشت جبهه حمايت كردند نيز مؤثر بودند. نظاميان به اعتبار حمايت هاي مردمي رفتند، بنابراين نظاميان بايد بدانند كه صاحب اصلي سرزمين نيستند. درست است كه در دوران جنگ حماسه آفريدند و هيچ كس نيست كه بخواهد بي انصافي كند و بگويد غيراز اين بوده است. به كرات در بيانه هاي خودمان هم نوشته ايم كه حماسه آفرينان و رزمندگان ما در جبهه جنگ در تاريخ 100-150 ساله گذشته بي سابقه بوده است. اما اين دليل نمي شود كه نظاميان حق ويژه اي براي خودشان قائل شوند. آن ها اين كار را براي ملتشان كردند. اكنون هم بايد اختيار را به دست ملت بدهند و ملت هر كس را كه خواست انتخاب كند. براساس تجربه هايي كه در كشورهاي دور و نزديك داريم، ديده ايم كه حكومت نظاميان چندان جالب نبوده است.

آقاي دكتر آيا مسئله دمكراسي خواهی كه بين نهضت آزادي و جبهه مشاركت مورد توافق قرار گرفته است در صورت رد صلاحيت شما و معين اعلام خواهد شد و اگر نه به چه صورت خواهد بود؟
ببينيد! ما يك فرض هايي داريم. ما مي گوييم كه جبهه اصلاح طلبان ايران به چه دليل با داشتن قوه مجريه و مقننه نتوانستند آن طور كه مي خواهند موفق شوند؟ نقص در كجا بوده است. بعضي ها مي گويند جريان راست اين كار را كرده است اما اين فرافكني است. ما بايد نواقص جبهه اصلاح طلبان را هم ببينيم. به نظر من بزرگترين مشكلي كه جبهه اصلاحات داشته اند، فقدان رهبري است. آقاي خاتمي رئيس جمهوري اصلاح طلبان بود ولي هيچ گاه نه خودش چنين ادعايي داشت و نه چنين عمل كرد و نه مي توانست رهبر جنبش اصلاح طلبي شود. چون رهبري اقتضائات ديگري دارد. نمايندگان اصلاح طلب مجلس هم هيچ وقت با اين نگاه به مساله نگاه نكردند. در نتيجه سياست اصلي اصلاح طلبان كه به تعبير يكي از آقايان ” چانه زني در بالا و فشار از پايين “ بود، چانه زني در بالا بود اما فشار از پايين يعني فشار توده مردم وجود نداشت. دليلش هم اين بود كه رهبري وجود نداشت در مقام مقايسه بايد بگويم كه دكتر مصدق رهبر جنبش ملي بود اما نخست وزير هم كه شد، باز هم در نقش رهبر ظاهر مي شد و برخي مسائل را از آن زاويه حل و فصل مي كرد. اگر اين پيش فرض و تحليل درست باشد، مبرم ترين مساله در دستور كار اصلاح طلبان بايد تشكيل يك رهبري باشد. رهبري هم نمي تواند يك فرد باشد.

آيا اقدامي در اين مورد انجام شده است؟
عرض مي كنم. رهبري فردي امكان ندارد. هيچ حزب و گروهي هم به تنهايي نمي تواند رهبري را به دست بگيرد. بايد جبهه فراگيري از تمام نيروهاي اصلاح طلب بيرون و درون حاكميت تشكيل شود. اول، ميثاق مشترك ما وجود داشته باشد و در چارچوب آن با هم توافق كنند. دوم، هر كس با حفظ مواضع خودش با حفظ چارچوب سخن بگويد و سوم، روابط و سيستم هاي همكاري را به طور شفاف تعريف كنند.

كه اين موضوع ربطي هم به انتخابات رئيس جمهوري ندارد؟
خير. سپس وقتي اين رهبري تشكيل شد، آن ها بنشينند و برنامه هاي راهبردي براي فعال كردن جنبش اصلاح طلبي و ادامه و رهبري آن شروع به برنامه ريزي كنند. آن وقت در آن مجموعه، انتخابات مي تواند يكي از موضوعات كليدي و مرحله اي باشد. اگر ما بتوانيم با گروه هايي كه در حال مذاكره بوديم و هستيم به توافق برسيم. آن وقت آن مجموعه بايد تصميم بگيرد كه چه راهكارهايي را انتخاب كند كه نه فقط رئيس جمهور بلكه كل مجموع جنبش اصلاح طلبي از اين وضعيت بيرون بيايد.

به عنوان آخرين سؤال، با توجه به شرايط كنوني و اين كه هيچ اتفاق غير منتظره اي هم نيفتد و شما هم رد صلاحيت شويد شما فكر مي كنيد انتخابات به چه سمت خواهد رفت؟
همانطور كه گفتم من مايل نيستم حرف آخرم را همين الان بزنم. ما مي توانيم حرف هاي ديگري بزنيم و خواهيم زد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 15:41  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهيم يزدي: شوراي نگهبان بايد هزينه ردصلاحيت كانديداها را بپردازد (منبع:رویداد)

دبيركل نهضت آزادي ايران گفت: با اين اميد كه تصميم‌‏گيرندگان در سياست‌‏هايشان تجديدنظر و راه را براي تحقق پيش‌‏شرط‌‏هاي برگزاري انتخابات آزاد هموار كنند، از فرصت باقيمانده تا زمان انتخابات استفاده مي‌‏كنيم. yazdi-3.jpg

ابراهيم يزدي در گفت‌‏وگو با "ايلنا"، در خصوص دلايل اين حزب جهت ثبت نام در انتخابات علي‌‏رغم عدم تحقق پيش‌‏شرط‌‏هاي مورد نظر اين حزب براي برگزاري انتخابات آزاد، اظهار داشت: حضور ما در انتخابات به معناي دادن فرصت ديگري به مسوولان براي تحقق اين پيش‌‏شرط‌‏هاست.

وي افزود: پس از ثبت نام در انتخابات، اكنون منتظر نحوه عملكرد شوراي نگهبان هستيم و چنانچه اين نهاد عملكرد خود را اصلاح نكند، خود بايد هزينه ردصلاحيت كانديداها را بپردازد.

يزدي با مثبت ارزيابي كردن آزادي عباس عبدي, خواستار آزادي اكبر گنجي, ناصر زرافشان, تقي رحماني, هدي صابر, رضا عليجاني و دانشجويان زنداني شد و حضور خود در عرصه انتخابات را به منظور پيگيري آزادي زندانيان سياسي به عنوان يكي از پيش‌‏شرط‌‏هاي برگزاري انتخابات آزاد بيان كرد.

دبيركل نهضت آزادي ايران با استناد به نامه رئيس قوه قضاييه كه در‌‏آن آزادي سه زنداني ملي مذهبي را مورد تاكيد قرار داده است، گفت: در حالي كه حكمي در مورد ادامه بازداشت اين سه عزيز وجود ندارد، معلوم نيست چه كساني مانع آزادي آنها هستند.

يزدي در ادامه با بيان اينكه نسبت به تحقق پيش‌‏شرط‌‏هاي خود نااميد نيستم، شرايط كنوني كشور و فشارهاي بين‌‏المللي را مورد اشاره قرار داد و تصريح كرد: متاسفانه عده‌‏اي به مقابله با خواسته ملت مي‌‏پردازند اما در برابر فشارهاي بين‌‏المللي تسليم مي‌‏شوند.

وي همچنين امانتداري در اعلام نتايج انتخابات را مهم ارزيابي كرد و بر مورد توجه قرار دادن آن از طرف اداره كننده انتخابات تاكيد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 23:43  توسط ياران بازرگان  | 

گفت وگوى دويچه وله با يزدى (رپرتاژ امروز شرق)

 آقاى دكتر يزدى انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى به نظر مى آيد مهم ترين و حساس ترين انتخابات طى ۲۶ سال پس از انقلاب اسلامى باشد. به نظر شما ابعاد و اهميت ملى و بين المللى اين انتخابات در كجاست؟
اين انتخابات همانطور كه شما در سئوال خودتان به آن توجه كرده ايد، يعنى نهمين انتخابات رياست جمهورى در ايران از اين نظر سرنوشت ساز است كه نظام سياسى حاكم در ايران به يك نقطه گردش رسيده است. بنابراين شايد بتوانيم بگوييم كه يك فرصت بسيار بزرگ براى نظام جمهورى اسلامى ايران است كه به امكان تغيير از درون تن در بدهد و خود را با آنها سازگار بنمايد.
• آقاى دكتر يزدى فكر مى كنيد شوراى نگهبان در مورد «صلاحيت» شما چه تصميمى خواهد گرفت، چون از قرار معلوم شوراى نگهبان از پيش نظرش را در مورد «نهضت آزادى ايران» از طريق سخنگويش بيان داشته و بحث هايى هم در اين باره در مطبوعات ايران صورت گرفته است، فكر مى كنيد تصميم شوراى نگهبان چه خواهد بود؟
شوراى نگهبان همان كارى را كه تا به حال كرده است، انجام مى دهد و من و افرادى نظير من را رد صلاحيت خواهد كرد هم اكنون از ميان داوطلبان انتخابات ميان دوره اى مجلس تعداد زيادى را رد صلاحيت كرده اند.
• در صورت عدم «تاييد صلاحيت» آنگاه چه رويكردى را در انتخابات اتخاذ  مى كنيد؟
ما رويكرد هاى مختلف را مورد بررسى قرار داده  ايم و به موقع و در زمان معين آنها را اعلام خواهيم كرد.
• سه كتاب در نمايشگاه از ابراهيم يزدى
امسال در نمايشگاه كتاب، سه كتاب جديد از ابراهيم يزدى عرضه شده است كه علاوه بر كتاب دكترين امنيت ملى، كتاب هاى جنبش دانشجويى و خاطراتى از دكتر چمران نيز در سال گذشته به قلم ايشان منتشر شده است و در حال حاضر نيز كتاب روشنفكرى دينى به قلم وى توسط انتشارات كوير در حال چاپ است.
دبيركل نهضت آزادى ايران روز جمعه با حضور در غرفه انتشارات سرايى در نمايشگاه كتاب به پرسش هاى بازديدكنندگان پاسخ گفت. وى در اين برنامه  كه به مناسبت انتشار آخرين كتابش تحت عنوان «دكترين امنيت ملى» توسط اين انتشارات برگزار مى شد با ذكر نكاتى كه در اين كتاب نيز به آن اشاره كرده است، اعلام كرد كه دريافت مطالبات اقتصادى و سياسى ايران از آمريكا بدون مذاكره امكان ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 16:44  توسط ياران بازرگان  | 

گزارش تصویری از ثبت نام دکتر ابراهیم یزدی

گزارش تصویری از ثبت نام دکتر ابراهیم یزدی (منبع:ایسنا)

ادامه تصاویر

گزارش تصویری از ثبت نام دکتر ابراهیم یزدی (منبع:ایلنا)

ادامه تصاویر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 0:8  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهيم يزدي: در هيچ جاي دنيا از هيچ شهروندي نمي‌پرسند كه به قانون اعتقاد دارد؛ مهم التزام است

ابراهيم يزدي گفت: اگر برخي جريانها ادعا مي‌كنند كه نهضت آزادي پايگاه مردمي ندارد نبايد از تاييد صلاحيت ما در انتخابات رقابتي نگران باشند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ابراهيم يزدي پس از ثبت‌نام براي كانديداتوري نهمين انتخابات رياست‌جمهوري، با بيان اينكه او كانديداي نهضت آزادي در انتخابات خواهد بود، تصريح كرد: در بيانيه‌اي كه در اختيار خبرگزاري‌ها قرار داده‌ايم دلايل ثبت‌نام را با توجه به شرايطي كه براي انتخابات عنوان كرده‌ايم، توضيح داده‌ايم.

وي افزود: مسير تحولات مسالمت‌آميز كشور به سمت و سوي دموكراسي تابع شرايط كشور است و ما هيچ الگويي را نمي‌توانيم چشم و گوش بسته مورد توجه قرار دهيم. آنچه در يك كشور اتفاق مي‌افتد لزوما در كشور ديگري نمي‌تواند اتفاق بيفتد.

يزدي تصريح كرد: اگر برخي جريانها ادعا مي‌كنند كه نهضت آزادي پايگاه مردمي ندارد نبايد از تاييد صلاحيت ما در انتخابات رقابتي نگران باشند و بهتر است براي حل بحران‌ها بپذيرند كه در اين انتخابات گرايشهاي مختلف و نمايندگان آن گرايش‌ها حضور فعال داشته باشند تا در يك انتخابات آزاد و رقابتي اگر انتخاب شديم كه آنها بايد تسليم شوند و اگر نشديم ما تسليم مي‌شويم.

يزدي درباره‌ي التزام نهضت آزادي به قانون اساسي، گفت: در هيچ جاي دنيا از هيچ شهروندي نمي‌پرسند كه به قانون اعتقاد دارد، مهم التزام است ولو اينكه اعتقادي هم به قانون نداشته باشد. گروه‌هايي هستند در ايران كه مخالف پرداخت مالياتند و مي‌گويند كه ماليات در شرع هيچ جايگاهي ندارد ولي وقتي قانونا تصويب شد به آن التزام دارند.

وي هم‌چنين در پاسخ به سوالي درباره‌ي تغيير در قانون اساسي، گفت: درباره‌ي قانون اساسي دو نگاه وجود دارد؛ يكي تغيير در ساختار حقوقي و يا تغيير در رفتارهاست. ما در واقع به دنبال تغيير ساختارهاي حقيقي هستيم نه ساختارهاي حقوقي.

يزدي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه چرا با وجود محقق نشدن شروط آنها هم‌چنان براي ثبت‌نام مراجعه كرده است، گفت: ما بر اين باوريم كه با حضور خود و ثبت‌نام به حاكمان فرصت مي‌دهيم كه در شرايط بحراني كنوني كه مشكلات و بحران‌هاي داخلي و خارجي كشور را تهديد مي‌كند، راه را براي حل بحران‌ها و كاهش تشنجات و خروج از بن‌بست هموار كنند.

يزدي ادامه داد: ما همه مي‌دانيم كه كشورمان با مشكلات داخلي و فشارهاي خارجي روبه‌رو است و تنها راه‌حل اين بحران‌ها آشتي ملي و باز كردن راه براي حضور همه‌ي نيروهاست.

وي ادامه داد: در فاصله‌ي كوتاهي كه از اعلام كانديداتوري نماينده‌ي نهضت مي‌گذرد استقبال فراواني از حركت نهضت آزادي در تهران و شهرستان‌ها شده است و ما به دعوت اين مردم با ادامه‌ي حضور در فرآيند انتخابات اين حركت را ادامه مي‌دهيم. ما با ادامه‌ي حضور در فرآيند انتخابات براي طرح مطالبات مردمي استفاده مي‌كنيم. امروز اين مطالبات به صورت گسترده‌اي مطرح است از جمله آزادي زندانيان فعال سياسي كه ما از آزادي زندانياني چون عباس عبدي استقبال مي‌كنيم و اميدواريم سايرين نيز آزاد شوند.

از يزدي درباره‌ي اينكه در صورت ردصلاحيت شدن از چه كانديداي ديگري حمايت خواهد كرد، سوال شد كه وي پاسخ داد: در حال حاضر نمي‌دانيم كه كداميك از كانديداها ردصلاحيت مي‌شوند و كدام باقي خواهند ماند و آنهايي كه باقي مي‌مانند با چه فعاليت‌ها و برنامه‌هايي باقي خواهند ماند. پس از اعلام برنامه‌ها و كانديداهاي نهايي ما هم متناسب اعلام موضع خواهيم كرد.

وي در پاسخ به اينكه آيا هنوز هم بند مربوط به اعتقاد به قانون اساسي را در فرم ثبت‌نام خط مي‌زند، گفت: هميشه اين كار را مي‌كنيم چون سوال درباره‌ي اعتقاد شهروندان در تناقض با اصل 24 قانون اساسي است و ما التزام را قبول داريم نه اعتقاد.

وي هم‌چنين در پاسخ به اينكه رقيب خود را در انتخابات چه كسي مي‌داند، عنوان داشت: اگر بپذيرند و وارد شويم با همه‌ي كساني كه در انتخابات كانديدا هستند رقابت مي‌كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 0:6  توسط ياران بازرگان  | 

ثبت نام نامزد نهضت آزادي ايران تداوم تلاش براي تحقق پيش‌شرط‌هاي انتخابات آزاد، نهضت آزادي ايران

بسمه تعالي

1922‌
24/2/1384

بيانيه شماره 4

والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا (69/29)
نهضت آزادي ايران در بيانيه‌هاي پيشين، با تشريح دلايل ضرورت و اهميت برگزاري انتخابات آزاد، سالم و منصفانه، براساس اصول قانون اساسي و معيارهاي شناخته شده جهاني و مشاركت گسترده مردم در شرايط حساس و بحراني كنوني ـ كه امنيت و يكپارچگي كشورمان در معرض تهديدهاي جدي قرار دارد ـ حداقل شروط گريزناپذير براي تامين آزادي و سلامت انتخابات و جلب اعتماد مردم و ورود نامزد نهضت آزادي به فرايند انتخابات را اعلام كرد.
هدف راهبردي يا اميد و انتظار نهضت آزادي ايران در اين امر صرفا مشاركت در تقويت فرايند تحقق دموكراسي ـ كه از ضروري ترين نيازهاي توسعه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است ـ بوده و هست.
با توجه به تجربه دوران پس از پيروزي انقلاب، ترديدي براي ما وجود نداشت كه اين حركت نهضت آزادي ايران مورد انتقاد، اعتراض و حتي هتاكي مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران يا مخالفان نهضت آ‍زادي ، از يك سو و مردم ناراضي و نااميد از عملكرد حاكمان كشور، از سوي ديگر، قرار خواهد گرفت. با اين حال، نهضت آزادي به خاطر تلاش در راستاي منافع و امنيت ملي، به مانند گذشته، سرزنش سرزنشگران را به جان خريد و با اتكا به خداوند و اعتقاد به حقانيت هدف‌هاي نهضت آزادي گام در اين راه پر فراز و نشيب و طولاني مردمسالاري و چالش برانگيز نهاد.
اينك، در مهلت نام نويسي نامزدهاي رياست جمهوري، متاسفانه به جز آزاد شدن تني چنداز فعالان سياسي ـ مطبوعاتي، شروط تعيين شده تحقق نيافته است و نشانه‌هاي روشن و اطمينان بخشي براي تضمين تحقق آنها نيز به چشم نمي‌خورد. بر اين پايه، نامزد نهضت آزادي ايران علي‌الاصول نمي‌بايستي به فرايندانتخابات وارد شود و نام نويسي كند. ولي اگر چه ثبت نام دبيركل نهضت آزادي ممكن است كه از سوي مخالفان به منزله عدول از مواضع اعلام شده و در راستاي گرم كردن تنور انتخابات غيرآزاد و مشروعيت بخشيدن به آن تلقي شود، شوراي مركزي نهضت آزادي ايران، بنابردلايل متعدد از جمله موارد اصلي زير، ثبت نام آقاي دكترابراهيم يزدي به عنوان نامزد رياست جمهوري را در راستاي راهبرد تحقق فرايند دموكراسي و تامين منافع و امنيت ملي ارزيابي كرد و از ايشان خواسته است كه در اين باره اقدام كند:
1ـ اتمام حجت و فرصت دادن به تصميم گيرندگان اصلي نظام براي تلاش در جهت كاهش شكاف دولت ـ ملت و برون رفت از انسدادهاي كنوني، با كمترين تغييرات و هزينه، در شرايطي كه بحران‌هاي داخلي و خارجي كيان كشور را در معرض تهديد قرار داده است.

2ـ ضرورت استفاده هر چه بيشتر از فضا و امكانات دوران انتخابات براي استيفاي حقوق ملت و پيگيري تحقق پيش‌شرط‌هاي انتخابات آزاد
3 - استقبال گسترده و پيش‌بيني نشده فعالان سياسي و قشرهاي مختلف جامعه، به ويژه دانشجويان، دانشگاهيان و جوانان، از مواضع و برنامه واقع‌بينانه اعلام شده از سوي نهضت آزادي ايران و نامزدي آقاي دكتر يزدي
بديهي است كه نحوه ادامه حضور نهضت آزادي ايران در اين انتخابات بستگي به ميزان تحقق پيش‌شرط‌هاي تعيين شده داشته، ديدگاه‌ها و مواضع نهايي در رابطه با اين دوره از انتخابات، با توجه به مناسب‌ترين گزينه به لحاظ تامين منافع و امنيت ملي، در زمان مناسب اعلام خواهد شد.

نهضت آزادي ايران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 13:20  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهیم یزدی : تاييد صلاحيت من به نفع مشاركت عمومي مردم است(منبع:ایلنا)

همه شهروندان در هر مقام و منصبي بايد به قانون اساسي التزام داشته باشند
تهران- خبرگزاري كار ايران
ابراهيم يزدي پس از ثبت نام در نهمين دوره رياست‌‏جمهوري گفت: اگر برخي جريان‌‏ها ادعا مي‌‏كنند كه نهضت آزادي پايگاهي مردمي ندارد، نبايد از تاييد صلاحيت ما نگران باشند، بگذارند در انتخابات حضور يابيم.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، وي با بيان اين مطلب كه تاييد صلاحيتش به نفع مشاركت عمومي مردم است، اظهار داشت: مسوولان بايد بپذيرند كه براي حل بحران‌‏ها نمايندگان گرايش‌‏هاي مختلف بايد حضور فعال داشته باشند و اگر ما پيروز انتخابات آزاد شديم، بايد تسليم شوند، در غير اين صورت ما تسليم انتخاب آنها نخواهيم شد.
دبيركل نهضت آزادي تصريح كرد: همه شهروندان در هر مقام و منصبي كه باشند، بايد به قانون اساسي التزام داشته باشند ولو اينكه اعتقادي هم به آن نداشته باشند.
يزدي در خصوص دلايل حضور خود در انتخابات گفت: ما با حضور خود به حاكمان، فرصت ديگري مي‌‏دهيم تا در شرايط بحراني كنوني، يك بار ديگر راه را براي حل بحران‌‏ها و خروج از بن بست‌‏ها هموار كنند چرا كه كشور با مشكلات داخلي و خارجي مواجه است كه تنها راه حل آن آشتي ملي است.
يزدي با بيان اين مطلب كه استقبال فراواني از حركت نهضت آزادي در معرفي كانديدا شده است، گفت: ما به دعوت مردم در اين انتخابات حاضر شده‌‏ايم و ادامه حضور خود را فرصتي براي طرح مطالبات مردم مي‌‏دانيم.
وي افزود: ما به دنبال تغيير در ساختار حقيقي قانون اساسي هستيم نه ساختار حقوقي و آزادي زندانيان سياسي را به نفع كشور و خروج از بن بست‌‏ها مي‌‏دانيم.
يزدي در خصوص حمايت از يك كانديداي خاص گفت: در حال حاضر نمي‌‏دانيم كدام كانديداها در صحنه خواهند ماند و چه برنامه‌‏اي دارند اما پس از اعلام برنامه‌‏ها نظر خود را در اين زمينه اعلام خواهيم كرد.
اين كانديداي انتخابات رياست‌‏جمهوري با بيان اين مطلب كه در ثبت نام كلمه اعتقاد را خط زدم، گفت: اينكه بگويند به چه چيزي اعتقاد داريد، در تناقض با اصل 24 قانون اساسي و به منزله تفتيش عقايد است و كسي حق ندارد در اين امور وارد شود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 13:11  توسط ياران بازرگان  | 

دکتر يزدى امروز ثبت نام مى كند

ابراهيم يزدى ساعت ۱۱ صبح امروز جهت ثبت نام در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى در ستاد انتخابات وزارت كشور حضور مى يابد. محمد توسلى رئيس دفتر سياسى نهضت آزادى ايران با اعلام اين خبر گفت: در پى استقبال گسترده  فعالان سياسى، جوانان و به ويژه دانشجويان از حضور دكتر يزدى در انتخابات و درخواست از وى جهت ثبت نام در اين دوره از انتخابات شوراى مركزى نهضت آزادى ايران طى جلسه اى ثبت نام يزدى در انتخابات را به تصويب رساند و دكتر يزدى به منظور استفاده از فرصت باقى مانده تا زمان انتخابات در جهت تقويت فرايند دموكراسى و پيگيرى تحقق پيش شرط هاى انتخابات آزاد و سالم امروز ثبت نام خواهد كرد. توسلى همچنين اعلام كرد كه نهضت آزادى ايران امروز با صدور بيانيه اى دلايل ثبت نام ابراهيم يزدى را بيان خواهد كرد.
•رد سنت گرايى و محافظه كارى
حضور فعال اين است كه اگر همه متفق القول هستيم كه جمهورى اسلامى ايران با يك سلسله مسائل و موانع اساسى و كليدى روبه رو است. چگونه بايد اين مسائل را حل كرد. ما مى دانيم كه دو نگاه و يا راه حل اساسى وجود دارد. عده اى چون جمهورى اسلامى را قبول ندارند و بعضاً از ابتدا هم مخالف انقلاب بودند، به دنبال اين هستند كه كل اين نظام و مجموعه به هم بخورد. در واقع به معنايى از جمهورى اسلامى عبور كرده اند. ما از جمهورى اسلامى با ويژگى هايى كه خودمان تعريف مى كنيم عبور نكرده ايم اما آن جمهورى اسلامى كه سنت گرايان و محافظه كاران تعريف مى  كنند نيز مورد قبول ما نيست. بنابراين يك راه حل براندازى است خواه به صورت رفراندوم باشد خواه به هر شيوه ديگر. راه حل ديگر اصلاحات تدريجى است. ما شيوه تغييرات تدريجى را انتخاب كرده ايم. شايد بخشى از اين انتخاب به تجربه تاريخى ما برمى گردد. ما يك بار بر سر يك امر سلبى همه با همه متحد شديم و اصل را بر سقوط استبداد سلطنتى گذاشتيم و نسبت به جنبه هاى ايجابى كه پس از آن چه كنيم، چه كار بايد كرد، چه كار مى توانيم بكنيم، غفلت كرديم. بلافاصله بعد از پيروزى انقلاب يعنى از همان روز بعد از پيروزى اين اختلافات آرام آرام خودش را نشان داد. يعنى ديدگاه هاى متفاوت و بعضاً متضاد. اكنون در شرايط كنونى چگونه بايد عمل كرد؟ بنابراين ما معتقد به تغييرات آرام و تدريجى اما محكم و قاطع هستيم. اگر اين استراتژى و سياست پذيرفته شود، انتخابات فرصت مناسبى است براى بيان مواضع. طرح مطالعات مردم و براى فضاسازى براى اين مطالعات. لذا ما با اين هدف آمديم كه با ورود به صحنه انتخابات گامى برداريم به سوى بهبود وضع سياسى، دموكراتيزه شدن، تقويت روند دموكراسى سازى در ايران، طرح مطالبات مردم و فضاسازى براى اين مطالبات.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 10:15  توسط ياران بازرگان  | 

ابراهيم يزدى: حديث باطل «آزادى انتخابات» در يك جامعه‌ى بسته سياسى(منبع:دويچه وله)

بسيارى در ايران خواستار انتخابات آزادند. ولى براستى معناى يك انتخابات آزاد چيست؟ آيا انتخابات آزاد در يك جامعه‌ى بسته امكان‌پذير است؟ آيا زمينه‌هاى يك انتخابات آزاد در جمهورى اسلامى ايران مهياست؟ براستى سياست و منش كداميك از كانديداهاى رياست جمهورى در راستاى يك انتخابات آزاد، به مثابه‌ى حق طبيعى شهروندان يك جامعه‌ى مدنى است؟ آيا يقين و باور به داورى مردم پيش‌شرط يك جامعه‌ى باز نيست؟ بايد اذعان داشت كه از گفتار تا كردار گاه درّه‌ها فاصله است. گفتگوى صداى آلمان با دكتر ابراهيم يزدى، دبيركل «نهضت آزادى ايران».

گفتگو: داود خدابخش

دويچه وله: آقای دکتر يزدی، انتخابات نهمين دور رياست جمهوری به نظر می‌آيد مهم‌ترين و حساس‌ترين انتخابات طی ۲۶ سال پس از انقلاب اسلامی باشد. به نظر شما ابعاد و اهميت ملی و بين المللی اين انتخابات در کجاست؟

ابراهيم يزدی: اين انتخابات، همانطور که شما در سوال خودتان به آن توجه کرده‌ايد، يعنی نهمين انتخابات رياست جمهوری در ايران از اين نظر سرنوشت‌ساز است که نظام سیاسی حاکم در ايران به يک نقطه‌ی گردش رسيده است. اگر در اين نقطه حاکمان يک سلسله تغييرات و اصلاحات را در رفتارها و ساختارها نپذيرند، قطعا پس از اين انتخابات مسير جنبش اصلاح‌طلبی به سمت و سوی ديگری خواهد رفت. بنابراين، شايد بتوانيم بگوييم که يک فرصت بسيار بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی ايران است که به امکان تغيیر از درون تن در بدهد و خود را با آنها سازگار بنمايد.

دويچه وله: از امروز ثبت نام برای نامزدهای رياست جمهوری آغاز شده است. شما نيز، از طرف حزب «نهضت آزادی ايران» کانديد مقام رياست جمهوری شده‌ايد. آيا خودتان را معرفی خواهيد کرد؟

ابراهيم يزدی: ما فعلا تا آخرين روز وقت داريم و در آخرین روز تصميم و نظرمان را اعلام خواهيم کرد.

دويچه وله: اخيرا انجمنی بنام «انجمن دفاع از آزادی انتخابات» تشکيل شده، آيا «نهضت آزادی ايران» هم در پايه‌گذاری اين انجمن شرکت داشته است؟

ابراهيم يزدی: من اطلاعی از اين انجمن و موسسين و افرادش ندارم و نهضت هم در آن دخالتی ندارد.

دويچه وله: اين پرسش را بدين لحاظ كردم، زيرا اين انجمن خواستار يک انتخابات آزاد است و از آن جايی که روز گذشته مصاحبه‌ای داشتيم با خانم حقيقت جو، از قرار معلوم تشکيل دهندگان اين انجمن عمدتا از نمايندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم هستند. به نظر می‌آید که مرزهای اين «انتخابات آزاد» يا «آزادی انتخابات» روشن نيست. يعنی روشن نيست مثلا، اگر صلاحيت آقای دکتر معين تاييد شد، آيا اين آزادی تامين شده و می‌توان در انتخابات شرکت کرد، يا اينکه مرز فراتر رفته و کانديداتوری شما را هم دربرمی‌گيرد تا فضايی فراهم آيد که «نهضت آزادی ايران» و يا احزاب و شخصيت‌هاى ديگر هم بتواند در آن شرکت بکنند. فکر می‌کنيد مرز آزادی انتخابات در کجاست؟

ابراهيم يزدی: آزادی انتخابات در يک جامعه‌ی بسته‌ی سياسی حديث باطلی‌ست. انتخابات آزاد شرايطی دارد، پيش‌شرط‌ها و پيش‌نيازهايی دارد. از آن جمله است: آزادی مطبوعات، آزادی نطق و بيان، آزادی اجتماعات. در جامعه‌ای که روزنامه‌ها بدليل فشارهای دائم به خودسانسوری مبتلا شده باشند و در جامعه‌ای که روزنامه‌ها نتوانند آزادانه، بدون ترس و وحشت از زندان و فشار به ارزيابی سياست‌ها و عملکردهای حاکمان امروز بپردازند، چگونه ما می‌توانيم بگوييم که مردم بيايند رفتارها را بررسی کنند و سپس انتخاب نمايند. چنين انتخاباتی معلوم است که آزاد نيست. در بيانيه‌ای که «نهضت آزادی ايران» صادر کرده است، در گذشته، در آنجا ما گفته‌ايم كه يک بخش از شرايط تأمين آزادی انتخابات اين است که نظام حاکم برای نشان دادن اراده‌ی اصلاح از درون و آمادگی برای تن در دادن به يک انتخابات آزاد، تمامی زندانيان سياسی را آزاد کند، روزنامه‌های توقيف شده را آزاد نمايد، فشار بر احزاب سياسی را متوقف سازد. اگر چنين تغييراتی صورت می‌گرفت ما می‌توانستيم بگوييم که احتمالا اراده‌ای برای تغيير وجود دارد و زمينه فراهم است. اما، در شرايطی که ما می‌بينيم فشار بر دانشجويان بيشتر و بيشتر می‌شود و وقتی يک خبرنگار در مجلس به دليل اينکه فيش عيدی نمايندگان را بدست آورده و منتشر ساخته است، مورد فشار قرار می‌گيرد، چگونه در چنين شرايطی کسی باور خواهد کرد که اين انتخابات آزاد باشد. آزادی انتخابات تعريف دقيق و روشنی دارد، اما آنان که تن به آزادی انتخاب نمی‌دهند، باور نمی‌آورند که روشن نيست. اين مسئله خيلی روشن و شفاف است.

دويچه وله: آقای دکتر يزدی فکر می‌کنيد شورای نگهبان در مورد به اصطلاح ”صلاحيت” شما چه تصمیمی خواهد گرفت، چون از قرار معلوم شورای نگهبان از پيش نظرش را در مورد «نهضت آزادی ايران» از طريق سخنگويش بيان داشته و بحث‌هايی هم در اين‌باره در مطبوعات ايران صورت گرفته است. فکر می‌کنيد تصمیم شورای نگهبان چه خواهد بود؟

ابراهيم يزدی: اگر شورای نگهبان نظر ما و درخواست ما را نپذيرد و استعفا ندهد، اين شورای نگهبان همان کاری را که تا بحال کرده است، انجام می‌دهد. من و افرادی نظير من را رد صلاحيت خواهد کرد. هم اکنون از ميان دواطلبان انتخابات ميان دوره ای مجلس بيش از ٪۵۰ را رد صلاحيت کرده‌اند. چگونه می‌توانند با بودن چنين شورای نگهبانی بگويند اين انتخابات آزاد است.

دويچه وله: در صورت عدم با اصطلاح ”تاييد صلاحيت”، آنگاه «نهضت آزادی ايران» چه رويکردی را در انتخابات اتخاذ کرد؟

ابراهيم يزدی: ما رويکردهای مختلف را مورد بررسی قرار داده‌ايم و به موقع و در زمان معين آنها را اعلام خواهيم کرد.

دويچه وله: آقای دکتر يزدی، خيلی متشکرم از وقتی که در اختيار ما گذاشتيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ساعت 15:43  توسط ياران بازرگان  |